عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : جمعه 13 آذر 1394
بازدید : 153
نویسنده : webattraction
افسران - در بهار ازادی جای شهدا خالی


تاریخ : جمعه 13 آذر 1394
بازدید : 170
نویسنده : webattraction

به گزارش خبرگزاری ها : مقامات روسیه از آغاز تحویل سامانه دفاع موشکی اس 300 به ایران خبر دادند.

حماسه سازان : واگذاری این سامانه قدرت بازدارندگی کشور عزیزمان را بیش از پیش افزایش خواهد داد . 


تاریخ : جمعه 13 آذر 1394
بازدید : 132
نویسنده : webattraction
عکس پوتین و سردار سلیمانی در پیاده روی اربعین


تاریخ : جمعه 13 آذر 1394
بازدید : 149
نویسنده : webattraction
  
برخی دیدگاه‌های اهل قلم و ادبیات بر شعر و اندیشه‌‌ خیام

 

 

سرمـايه ي  داديـم و نهاد  ستمـيم

ماييم که اصل شادي وکان غميم

آيينه ي زنگ خورده و جام جميم

پستيم و بلنديم و فزونيم و کميـم


 
      محمدعلی اسلامی ندوشن ویژگی اصلی اندیشه‌های خیام را پرسشگری می‌خواند و می‌گوید: خیام همواره بر روی نقاط اصلی زندگی بشر دست گذاشته و هسته اصلی و بنیادین رباعیات خیام، طرح همین پرسش‌هاست. خیام در زمان حیات خودش به عنوان شاعر معروف نبود؛ بلکه سال‌ها بعد نامش در تذکره‌ها آمد و شعرهایش مطرح شد و در دنیای امروز نیز به خاطر ترجمه‌های خوب فیتز جرالد در سراسر جهان شهرت یافته است. او در طول زندگی‌اش به عنوان ریاضی‌دان و فیلسوف مشهور بود و این در حالی است که معاصرانش از رباعی‌هایی که امروزه مایه شهرت و افتخار او هستند، بی‌خبر بودند.
            عبدالعلی دستغیب رباعیات خیام را یکی از بهترین مجموعه‌های شعر فارسی معرفی و اظهار می‌‌کند: این اثر نزد غربیان آن‌قدر مهم است که اگر در کتابخانه‌های مردم اروپا دو کتاب باشد، یکی کتاب مقدس است و دیگری، کتاب خیام. اما در ایران این‌طور نیست. وقتی از شاعران بزرگ صحبت می‌کنیم، یا مردم ایران چنان‌چه بخواهند شعری بخوانند، بیش‌تر از سعدی، فردوسی، حافظ و مولانا شعر می‌خوانند؛ تا خیام. .....

تاریخ : جمعه 13 آذر 1394
بازدید : 248
نویسنده : webattraction

نظامی

در این بخش از داستان لیلی و مجنون حکیم نظامی چکیده افکار و عمده ی باور های خویش را از زبان پدر مجنون

 و متقابلا از زبان خود مجنون در جواب به پدر در قالب نصیحت و جوابیه آن بیان می دارد که در عین سادگی بی

مانند مملو است از زیبایی های ادبی و امثال و حکم و مثل سائره که سادگی الفاظ آن در کنار عمق مفاهیم بلند

آن از ویژگی های ممتاز سه پیشوای بزرگ شعر و ادب ایران سعدی و نظامی و فردوسی است . پدر مجنون با

دیدن وضعیت روحی و جسمی فرزند عمامه از سر افکنده و زبان به پند او می گشاید . حال ادامه داستان از زبان

 فاخر نظامی ....

چون دید پدر به حال فرزند

آهی بزد و عمامه بفکند

نالید چو مرغ صبحگاهی

روزش چو شبی شد از سیاهی

گفت ای ورق شکنج دیده

چون دفتر گل ورق دریده

ای شیفته چند بیقراری

وی سوخته چند خامکاری

چشم که رسید در جمالت

نفرین که داد گوشمالت

خون که گرفت گردنت را

خار که خلید دامنت را

از کار شدی چه کارت افتاد

برای خواندن پایان داستان به ادامه مطلب بروید ....


تاریخ : جمعه 13 آذر 1394
بازدید : 162
نویسنده : webattraction
ساقی بده پیمانه ای ز آن می که بی خویشم کند                 رهی معیری

بر حسن شور انگیز تو عاشق تر از پیشم کند

 زان می که در شبهای غم بارد فروغ صبحدم

غافل کند از بیش و کم فارغ ز تشویشم کند

 نور سحرگاهی دهد فیضی که می خواهی دهد

 با مسکنت شاهی دهد سلطان درویشم کند

سوزد مرا سازد مرا در آتش اندازد مرا

 وز من رها سازد مرا بیگانه از خویشم کند

 بستاند این سرو سهی! سودای هستی از رهی

 یغما کند اندیشه را دور از بد اندیشم کند


تاریخ : جمعه 13 آذر 1394
بازدید : 182
نویسنده : webattraction
 

               اگر حوادث سه گانه فقر، بيماري و مرگ وجود نداشت، انسان

                              در برابر هيچ چيز سر فرود نمي‌آورد.


تاریخ : جمعه 13 آذر 1394
بازدید : 190
نویسنده : webattraction
در این مبحث یکی از  وقایع تاریخی و عبرت آموز ایرانیان را از کتاب جهانگشا انتخاب نموده و به نثر امروزی نگاشته ایم ، واقعه ای که عمق ساده

لوحی مردم و رسوخ خرافات را در تارو پود زندگی آنان به خوبی نمایان می سازد و اینکه چگونه عده ای تمام هستی و زندگی مردم را بر سر

مسایل پوچ و خرافی خویش به باد داده اند به گونه ای که به گفته مولف تاریخ جهانگشا عطاملک جوینی در نبرد پایانی این گروه مردم با مغولان

 تنها ۶۰ هزار نفر از آنان بدون سلاح به نبرد می روند و همگی کشته می شوند ... اصل واقعه در کتاب تاریخ جهانگشا با تفصیل آورده شده و گاه

چنان از سادگی مردم سخن می راند که خنده ای تلخ را بر لبان هر خواننده ای می نشاند به دلیل طولانی شدن متن ، آن را دردوبخش به صورت مجزا می آوریم ... و اینک ذکر خروج تارابی ...

  در سال ۶۳۶ ه . ق مردی به نام محمود صانع غربال در دیهی به نام تاراب در سه فرسخی بخارا ظهور کرد و

 ادعای پری داری و سخن گفتن با جن ها و احضار آن ها و گرفتن اخبار از آن ها شد . او که به گفته همگنانش در حماقت و

 نادانی شهره بود با چرب زبانی و دروغ پردازی عبادت و پارسایی آغاز نموده و با استفاده از تلفینات و پریشان

 گویی هایی که از خواهر خود در زمینه ی پری داری اشاعه و ترویج می کرد و نیز با استفاده از جهل و نادانی عوام

 الناس عده ی فراوانی را به دور خود جمع می کند . در این میان شروع به معالجه مردم با فضله سگ و امثال آن

 می نماید و مردم بیمار و مزمن از گوشه و کنار اطراف او جمع می شوند و در این میان یکی دو نفر به طور اتفاقی

 بهبود می یابند و کار او بالا می گیرد . در بخارا دانشمندي بود به فضل و نسب معروف و مشهور.به علت تعصب و

 دشمنی که با بزرگان و حاکمان بخارا داشته از او حمایت می کند و این واقعه باعث مقبولیت بیشتر تارابی می شود بدین صورت که خود به زمره

 معتقدان او ملحق گشت و گفت : اين جاهل را كه پدرم روايت كرده است و در كتابي نوشته كه از تاراب بخارا

صاحب دولتي كه جهان را مستخلص كند،ظاهر خواهد شد و علامات اين سخن نشان داده و آن آثار در تو

پيداست،جاهل از عقل دور ( تارابی )، بيشتر مغرور شد و روز به روز جمعيت او زيادت مي شد و تمامت شهر و روستا روي

 بدو نهادند و آثار فتنه شوب پديد آمد.... رفته رفته کار او بالا می گیرد و و مردم برای تبرک او فوج فوج به خانه اش

هجوم می آورند و چون محل سکونت او برای خروج و ورود افراد ناممکن می شود ، بالای پشت بام می رود و آب

 دهن بر آنها می بارد و به هرکس که چکه ای از آن می رسید خوشحال و خندان به سبب تبرک بر می گشت ، و یا

 اینکه شب را با دختران پری پیکر به روز می رساند و چون غسل می ساخت آب غسل را طرفداران جاهلش جمع

کرده و قسمت قسمت نموده و بین خود و مردم تقسیم می نمودند تا به عنوان مرحم و درمان اسفاده شود . در

یکی از روز ها ازحام مردم از حد می گذرد شیخ به صورت ناگهانی و به دور از چشم مردم و مخفیانه از دری

 خارج و سوار بر اسبی شده خود را به محلی به نام تلّ باحفص می رساند . مریدانش فریاد برآوردند که خواجه به

یکبار پرکشیدن به تل باحفص رسید عوام فریاد برآورده و به دانجا رفته و خواجه را آنجا دیدند و فریاد بر آوردند خواجه

 به یکبار پرزدن به تل باحفص رسید ... بعد از نماز شام روی به مردم آورده و میگوید : ای مردان حق !!!توقف و انتظار

برای چیست ؟ دنیا را از بی دینان پاک می باید کرد و هر کس که سلاح و اسباب جنگ دارد آماده کند ....

پایان بخش اول


تاریخ : جمعه 13 آذر 1394
بازدید : 186
نویسنده : webattraction
                             

نذر کرده ام
يک روزي که خوشحال تر بودم
بيايم و بنويسم که
زندگي را بايد با لذت خورد
که ضربه هاي روي سر را بايد آرام بوسيد
و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد

يک روزي که خوشحال تر بودم
مي آيم و مي نويسم که
اين نيز بگذرد
مثل هميشه که همه چيز گذشته است و
آب از آسياب و طبل طوفان از نوا افتاده است

يک روزي که خوشحال تر بودم
يک نقاشي از پاييز ميگذارم , که يادم بيايد زمستان تنها فصل زندگي نيست
زندگي پاييز هم مي شود , رنگارنگ , از همه رنگ , بخر و ببر

يک روزي که خوشحال تر بودم
نذرم را ادا مي کنم
تا روزهايي مثل حالا
که خستگي و ناتواني لاي دست و پايم پيچيده است
بخوانمشان
و يادم بيايد که
هيچ بهار و پاييزي بي زمستان مزه نمي دهد
و
هيچ آسياب آرامي بي طوفان


تاریخ : جمعه 13 آذر 1394
بازدید : 167
نویسنده : webattraction

فرا رسیدن ماه محرم برعموم شیعیان جهان تسلیت باد  

moharam


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران