عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : جمعه 13 آذر 1394
بازدید : 245
نویسنده : webattraction

نظامی

در این بخش از داستان لیلی و مجنون حکیم نظامی چکیده افکار و عمده ی باور های خویش را از زبان پدر مجنون

 و متقابلا از زبان خود مجنون در جواب به پدر در قالب نصیحت و جوابیه آن بیان می دارد که در عین سادگی بی

مانند مملو است از زیبایی های ادبی و امثال و حکم و مثل سائره که سادگی الفاظ آن در کنار عمق مفاهیم بلند

آن از ویژگی های ممتاز سه پیشوای بزرگ شعر و ادب ایران سعدی و نظامی و فردوسی است . پدر مجنون با

دیدن وضعیت روحی و جسمی فرزند عمامه از سر افکنده و زبان به پند او می گشاید . حال ادامه داستان از زبان

 فاخر نظامی ....

چون دید پدر به حال فرزند

آهی بزد و عمامه بفکند

نالید چو مرغ صبحگاهی

روزش چو شبی شد از سیاهی

گفت ای ورق شکنج دیده

چون دفتر گل ورق دریده

ای شیفته چند بیقراری

وی سوخته چند خامکاری

چشم که رسید در جمالت

نفرین که داد گوشمالت

خون که گرفت گردنت را

خار که خلید دامنت را

از کار شدی چه کارت افتاد

برای خواندن پایان داستان به ادامه مطلب بروید ....



مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران