عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

منوی کاربری

:: خوش آمدی : [Login_Name]
:: آخرین ورود:[Login_Date_Last]
:: نام کاربری : [Login_Username]
:: پنل کاربری
:: مشاهده پروفایل
:: ارسال پست جدید
:: ویرایش پروفایل
:: خروج از سایت
تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 314
نویسنده : webattraction
 ماجرای خروس حاج عمو!! 

 

وقایع روزهای اخیر مرا به یاد حکایتی انداخت که مرحوم دکتر شریعتی در یکی از سخنرانی هایش نقل کرده بود، ماجرای خروس حاج عمو. 

دکتر می گفت: 

عموی من در یکی از روستاهای سبزوار زندگی می کرد .او یک نوکری داشت به اسم میرزا حسن که  کارهای باغ و خانه را انجام می داد. یک روز عمو به میرزا حسن چند تا خروس می دهد که آن ها را به عنوان هدیه برای یکی از آشنایان در ده بالا ببرد. اما نوکر گویا خروس ها را بالا می کشد و به آن آشنا نمی دهد. فکرش این بوده که آقا که رفت و آمدی به آن ده ندارد و متوجه قضیه نمی شود. از قضا بعد از مدتی همان آشنا به دیدن عمو می آید. آن روز این میرزا حسن خیلی دلواپس و  سراسیمه می شود که نکند در گفتگوهای این دو قضیه خروس ها بر ملا شود. از همین رو دائم دور و بر اتاق میهمانی عمو می چرخد و گوش به زنگ است که اگر صحبتی از خروس به میان آید چاره ای بکند، تا زمانی که حاج عمو از مهمان می پرسد: راستی آن خروس......... 

میرزا حسن همین که کلمه خروس را می شنود، ناگهان با حالتی پریشان و دلواپس خودش را به داخل اتاق می اندازد و شروع می کند به داد و فریاد و به سر و کله خودش زدن که: 

چه نشسته اید؟! خانه های مردم آتش گرفته و عنقریب است، که همه جا بسوزد. با شنیدن این خبر عمو و مهمان سرا سیمه از اتاق بیرون می پرند و دوان دوان به سوی مرکز ده حرکت می کنند. اما معلوم می شود که خبر دروغ بوده و شکر خدا همه چیز در امن و امان است، و بدین ترتیب میرزا حسن از طرح ماجرای خروس جلوگیری می کند.
مرحوم شریعتی از این داستان نتیجه می گرفت که در سطح کشور هم گاهی کسانی یا جریاناتی برای این که ماجرای خروس شان بر ملا نشود، ناگهان یک دعوای ساختگی راه می اندازند و داد و فریاد وااسلاما و وامملکتا  و .....راه می اندازند که بیا و ببین.
در حالی که اصل ماجرای برای این است که کسی از قضیه سرقت خروس سوال نکند.

***************
ملت ایران در دهه گذشته شاهد بودند دولت نهم و دهم از سوی جریان های اصول گرا به شدت حمایت می شد. حتی در بحبوحه انتخابات برخی روحانیون این جناح رئیس آن دولت را منتخب و مورد عنایت امام زمان (ع) معرفی می کردند. اما تخلفات آن دولت آن قدر زیاد بود که مجبور شدند قبل از پایان دولت، از آن تبری جسته و آن را انحرافی و فراماسون و مشکوک قلم داد کنند. دولتی که معلوم نشد با نزدیک به ۸۰۰ میلیارد دلار در آمد که در تاریخ ایران بی نظیر بود، چه کرده است؟ با وجود این در آمد شگرف از پرداخت بودجه مترو که مصوب مجلس هم بود خود داری می ورزید. دولتی که حتی برای شخصیت و آبروی وزرا و منصوبان خود هم هیچ ارزشی قائل نبود و.....
اکنون کسانی که در روی کار آوردن و ماندگاری این دولت نقش داشتند، در برابر دادگاه الهی و داوری مردم قرار دارند. یا باید صادقانه به خطای گذشته اعتراف کرده و آن را ریشه یابی کنند. از این که به امام زمان تهمت زده اند، توبه کرده و بپذیرند که دین را ملعبه قدرت و سیاست کرده اند، بپذیرند که از بیت المال پاسداری نکرده اند و از پیشگاه ملت که صاحبان آن هستند، طلب بخشش کنند. از این که به بهانه قدرت نگرفتن رقیب، چشم به همه تخلفات بستند، توبه کنند، یا این که با سر پوش گذاشتن بر واقعیت، با بحران آفرینی و یا آدرس های نادرست دادن، نگذارند از خروس میرزا حسن سخنی به میان آید.
اینان که این مسیر را بر گزیده اند، هنوز باور نکرده اند که خداوند نمرده است و دچار خواب و چرت زدن هم نمی شود.
( هوالحی القیوم لا تاخذه سنه ولانوم).


 مهدی غنی
مجله ایران فردا، شماره۱۷، آبان ۹۴


تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 1442
نویسنده : webattraction

 دفترت را می فروشی دخترم ؟

باز شد درب کلاس و همچو رخش
قامت استاد زد بر دیده نقش
گفت بر پا مبصر و ، کلِّ کلاس
پر شد از یک ترس و یک بیم و هراس
درب را مبصر پس از یک لحظه بست
دست بالا برد و در جایش نشست


تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 275
نویسنده : webattraction

سه بیت، سه نگاه


موسی خطاب به خداوند در کوه طور: 

اَرَنی( خود را به من نشان بده)


خداوند: 

لن ترانی( هرگز مرا نخواهی دید)


سعدی:
چو رسی به کوه سینا« ارنی» مگو و بگذر 

که نیرزد این تمنا به جواب «لن ترانی»


حافظ:
چو رسی به طور سینا« ارنی» بگو و بگذر

تو صدای دوست بشنو، نه جواب «لن ترانی»


مولانا:
«ارنی» کسی بگوید که ترا ندیده باشد 

تو که با منی همیشه، چه «تری» چه « لن ترانی»


تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 302
نویسنده : webattraction
 

بسم الله الرحمان الرحیم والمرسلات عُرفا                                                 21/1/91

این سوره حالت شعر گونه دارد ومخالفین پیامبر صلی الله علیه وآله بخاطر این سوره پیامبر را شاعر خطاب کردند.

این سوره با«واو » شروع شده است واین  واو ، واو قسم است سورهائیکه با واو قسم شروع شده اند خاص هستند.

«عرف به معنی یال اسب است وهر امریکه پشت سر هم واقع شود بیال اسب تشبیه می کنند. پس چنین معنا می شود.قسم به آن فرشتگان (رسولان) که دنبال هم می آیند.

« فَالعاصِفاتِ عَصفا »

عصف سرعت سیر است. با تند را عاصف می گویند ،وسرعت سیر ملائکه در رساندن وحی را بعنوان استعاره عصف خوانده .

با توجه به آیه قبلیمی شود قسم به فرشتگانی که پشت سر هم وبه سرعت وتند می آیند

« والناشِراتِ نَشرا»

مراد به نشر گشودن صحف وحی است .پس می شود:قسم به فرشتگانی که پشت سر هم وبه سرعت وحی حق وشرع الهی را در جهان نیکو نشر می دهند.

« فَالفارقاتِ فَرقا»

وبحق آنانکه (بحکم خدا بین حق وباطل را) کاملاً جدا می کنند وحلال وحرام را از هم جدا می کنند.

پس می شود :قسم به فرشتگانی که پشت سر هم وبه سرعت وتندی نیکو نشر می دهند وهمواره در جدا کردن می باشند.

« فَالمُلقیاتِ ذِکراً»

وبا آنکه ذکر(خدا وکتاب الهی)را بانبیا وحی می کنند. صفات سه گانه «نشر» ،«فرق» و«القاء» مترتب بر یکدیگرند. یعنی اول باید صحف آسمانی نشر بشود تا فرق میان حق وباطل وحلال وحرام محقق شود. پس با نشر است که فرق تحقق خود را آغاز می کند وبا القاء تحققش تمام می شود.
« عُذراً او نُذ را»

تا عذر نیکان وبیم وتهدید کافران بدان شود. فرشتگان ذکر را القاء می کنند تا حجت بر تکذیب گران تمام شود وتهدید برای غیر ایشان باشد.

دو تعبیر اول یعنی « المرسلات عرفا » و «فالعاصفات عصفا » اگر از سیاق صرف نظر کنیم وخود آن دو را در نظر بگیریم خالی از مختصر ظهوری در باد های سخت وتند وپشت سرهم نیست ولیکن تعبیر آخر یعنی « فالمقیلات ذکراً عذراً او نذراً »تقزیباً صریح در این است که مراد از آن ملائکه ای است که حامل وحی خدای تعالی بودند وبر انبیا ورسل نازل می شدند،وبه منظور اتمام حجت وانذار وسایر غرایض ، وحی الهی را بر آنان القاءمی کردند وبقیه صفات پنج گانه هم آن طور نیست که قابل حمل بر معنای مناسب با این معنا باشد.

« إنما تُوعَدُونَ لَواقِع »

تحقیقاً آنچه وعده داده شده است واقع می شود. واین قسم هائیکه گفته شد همه اش برای این بود . وعده های داده شده،ازاحوال قیامت صغری وکبری مسأله ی بعث وعقاب وثواب حواه نا خواه واقع خواهد شد.

همانطور که در ابتدا گفته شد با آمدن این سوره به پیامبر صلی الله علیه وآله گفتند شاعر.

شعر دو حالت دارد یکی وهمی است که شاعر با توهم خود شعر می گوید. ولی یک موقع شعر، شاعر را می گوید.که در واقع نور را در لفظ می گوید.وچنین کاری از هر کس بر نمی آید،مثلاً عرفا می توانند . محی الدین می گوید در خواب توسط پیامبر(ص) بمن القاء شد. حافظ شعر نمی گوید بلکه شعر حافظ را می گوید.

کلاً قرآن نور است.ومعزه قرآن این است که نور را بصورت لفظ در آورده است.قرآن نوامیسی از عالم هستی را می خواهد برای ما بگوید واین نوامیس فهمیدنی نیست حس کردنی است وباید آنرا حس کرد در حالی که نکته فلسفی فهمیدنی است.

قرآن قصه روح را می گوید وتصدیق آن با شخص است ، واین قصه حالات خودش است.خطاب این حالات حالت خاص است بله این آیات شعر است البته بصورت توهم.این آیات بقدری وسیع است که انسان باید بسیار آماده شود وبصرف خواندن ومعانی کافی نیست.

« والمرسلات عرفا» مرسلات را می گویند ملائکه .حقیقت آن است که ملائکه در این عالم پی در پی هستند پس اگر خواستیم بفهمیم باید ملکوتی شویم.

یا «فالعاصفات عصفا »توفانی که گفته می شود این توفان نیست ،مثلاً توفان سرعتش صد کیلومتر است در حالیکه آن توفان خیلی شدید است.

در بحث آفاقی بحثی است ودر بحث انفسی بحثی است.عالم اکبر را آدم گرفته می شود یا برعکس عالم اکبر عالم گرفته می شود. یک حقیقتی در این عالم است که آن هستی است که باید این ذکر به بشر  القاء شود این حقیقت علمی نیست باید به آن برسید. یک فیلسوف عالم را حقیقت نمی داند.ولی عارف وجود را حقیقت میداند.

اگر این ملک ها بر شما میریزند وجدائی بین حق وباطل می آورند. فارقات برای این است که حلال وحرام را از هم جدا کنند.

آن وحی که بر قلب سالک ریخته می شود.بحث ملکوت است وظرفیت ملکوت بیشتر از عالم ماده است ومی توتند هم عالم ملکوت هم عالم ماده باشد. این ملائکه که ذکر القا می کنند برای چیست. بجهت « عذراً او نذراً »

آیا وعده های خدا را حتمی میبینی.شش آیه اول گفته شد،که رابطه آیه هفتم با آیات فبلی معلوم گردد وروح همه این آیه هفتم است. باید حضور ملائکه را احساس کنیمواحساس با پذیرش فرق می کند. وبحث ،بحث احساس است.

آیت الله قاشانی (کاشانی) در تفسیر خود می فرماید: « خداوند در این آیه به انوار قهر ولطف خود که موجب کمال ووقوف بر احوال قیامت است ، قسم خورده می فرماید «والمرسلاتِ عُرفا » یعنی سوگند با انوار قاهر ای که بسوی نفوس انسانی بصورت پی در پی فرستاده شده ویا سوکند به آنچه فرستاده شد در حالی که روح می طلبد وآن را می شناسد


تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 290
نویسنده : webattraction
در قم شخص معممی را در حال دزدی دستگر کردند. به آیت الله بروجردی اطلاع دادند .که یک روحانی در حال دزدی دست گیر شده است.آقا فرمودند نگوئید یک روحانی دزدی کرده است. بلکه بگوئید یک دزد لباس روحانیت پوشیده است.


تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 305
نویسنده : webattraction

مادرت کان کرم بود بداد از پس وپیش

به فقیران لب نان به گدایان زرومال

گویند روزی سلطان محمود غزنوی برای گردش به باغی که خارج از شهر داشت رفت.در آنجا گفت :از شهر چه کسی همراه ماست؟عده ای را نام بردند آنان را احضار کرده گفت:

می خواهم از پله های عمارت که در وسط باغ است بالا روم ومیل دارم شاعری برای من شعری بسراید. به نحوی که وقتی در پله اول پای می گذارم مصرعی بگوید که هجو وزننده باشد ومستوجب قتل .وچون در پله دوم پای نهادم مصرع دیگری بگوید که مصرع اول را به مدح تبدیل کندواگر از این کار عاجز بماند حکم به قتل وی خواهم داد.

هیچ یک از شعرا جرأت این کار را نکرد مگر اسدی طوسی که قدم پیش نهاد وقبول کرد.تا با لای عمارت هجده پله بود.

خواهم اندر تو کنم ای بت پاکیزه خصال

نظر از منظر خوی شب وروز ومه وسال

خفته باشی تو ومن می زده باشم همه شب

بوسه ها بر کف پای تو ولیکن به خیال

عاشقانت همه کردنت چرا من نکنم

بر سرکوچه تماشای قد وقامت وخال

مادرت کان کرم بود بداد از پس وپیش

به فقیران لب نان به گد ایان زر ومال

رفت تا انته ا لقصه که نتوان بکشید

تیر مژگان که زدی بر دل ریشم فی الحال

وه که برپشت تو افتادن وجنبش چه خوشست

کاکل مشک فشان از اثر باد شمال

از تو در آرم و بادامن خود پاک کنم

چکمه از پای تو ای سرو خرامان اقبال

یاد داری که تو را تا به سحر می کردم

صد دعا از دل مجروح پریشان احوال

طوسی خسته اگر بر تو نهد منع مکن

نام معشوق وعاشق کشی وحسن جمال


تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 640
نویسنده : webattraction

بسم الله الرحمن الرحیم

ریاست محترم شعبه 3 سازمان تامین اجتماعی اصفهان:                                                 23/9/92

جناب آقای عباس یزد خواستی:

سلام علیکم:

احتراماً:اینجانب  مستمر بگیر تامین اجتماعی هستم .ودر مقابل سی سال کار (جوانی وعمر مفیدم)حق بیمه ای که دادم به شماها برای تامین آتیه خودم.  تبدیل به پاداش های 400 ملیونی برای هریک از مسئولین تامین اجتماعی شد. اکنون پولی که از شما میگیرم خورد و خوراک زن وبچه ام هم تامین نمی شود.تا چه رسد به اینکه بخواهم رقم های چند ملیونی به شما پول زور بدهم .

چندی قبل فیشی درب منزلم فرستادید ،هر چندمبلغ آن اندک یعنی دو2 هزارتومان بود .ولی برای روشن شدن مطلب به زیر مجموعه شما مراجعه که ببینم برای چیست. زیراسال ها است  فعا لیتی نداشته ام وچند صباحی هم که فعالیت کردم حمالی بود  برای امثال تامین اجتماعی .وتسویه حساب هم شده است.

چند ساعت به این اطاق وآن اطاق پاس داده شدم .وآن خانمی که باید پاسخ مرا بدهد.انگار که با یک مجرمی برخورد میکند که فردا باید اعدام شود.وتا آخر هم بمن پاسخ نداده واز رفتن به این اطاق وآن اطاق برای تایپ وامضاءو...متوجه شدم اصلاً بدهی در کار نبوده است.وقتی  پله های ساختمانی که شما رئیس آن هستی پشت سر میگذاشتم از تحقیر ها وتوهین هائی که به یک مسلمان ایرانی شده بود بقدری ناراحت بودم که تمام سلول های بدنم فریاد میزدند که ما پشیمانیم.

برای فیش واخطاریه بعدی با خود گفتم که می روم نزد ریاست شعبه .تا پاسخ خود را بگیرم .در تاریخ 19/9/92 در اطاق شمابا دو سه کلمه ای که مابین ما ردوبدل شد شما خیلی تحکم آمیز وغیر مادبانه گفتید بدهی خود را باید بدهی و مرا ارجاع دادید به اطاق 31 .لذا مطالبی را که می خواستم حضوراً بگویم .روی کاغذ می آورم.

در تاریخ 9/4/92 فیشی درب منزلم فرستاده ورسید گرفتید. که باید یک ملیون وچهل وپنج هزار تومان به شما بدهم.جالب است که تاریخ آن مربوط به بیش از ده سال پیش است.ودر تاریخ 14/12/82 مفاصاحساب آن ازطرف شعبه سه تامین اجتماعی صادر شده است.حال شما با چه مجوز شرعی وقانونی ویا عرفی می خواهید پول زور از من بگیرید .بالاخره باید یکی پاسخ گو باشد. مگر خود شعبه سه مفاصاحساب نداده .آیا جنابعالی با علم به اینکه مفاصاحساب صادر شده ذ یل برگه را امضا کردید؟!!!.یا اصلاً ماشین امضا بوده وازجائی خبر ندارید؟!!!.آیا به امید اینکه طرف فوت کرده و وراث بی اطلاع او توان دفاع ندارند،یا خود او توان دفاع ندارد ،فیش درب منزل مردم می فرستید؟!!!

در تاریخ 10/9/92 اخطاریه ای درب منزلم فرستاده اید.مبنی براینکه باید تا 48 ساعت دیگر بدهی خود را پردا خت کنی . گذشته از اینکه هیچ گونه سابقه ای دراین رابطه وجود ندارد که بعداً تبدیل به اخطاریه شود.در این اخطاریه هم هیچ گونه مطلبی وجود ندارد که نشان دهد .این اخطاریه مربوط به کیست وقرار داد آن چیست که باید حق بیمه آ نرا داد.وطرف را کاملاً خلع سلاح کرده اید.اگر هم بخواهد از خود شما ها سئوال کند آنقدر توهین و تحقیر می کنید که از زندگی سیر شود.دقت بفرمائید به مندرجات این اخطاریه که خود جنابعالی امضاءکرده اید:

«نام ونام خانوادگی اخطار شونده  »                 

«ت ارتباطات شهراب نام خانوادگی ندار.»

«موضوع اخطاریه»

«نظر به اینکه تاکنون نسبت به پرداخت مبلغ :«هجده ملیون ونه هزار وهفتصد وپنجاه ودو» ریال بدهی قطعی خود بابت :

1 ـ اصل حق بیمه از تاریخ 1/3/1386 لغایت 31/5/1386 بمبلغ 13274820 ریال.

2 ـ بیمه بیکاری بمبلغ1474980 ریال.    و3 ـ جرائم بمبلغ 3،539952 ریال.

اقدام ننموده اید لذا طبق مدلول 50 قانون تامین اجتماعی...بشما اخطار می شود که ظرف 48 ساعت مبلغ... واریز نمائید بفرمائید :آیا علت اینکه بعد از شش سال اقدام می کنید چیست؟واز کجا بفهمم  این پولی که باید پرداخت کنم وزور دادگستری هم پشت سر آن است با بت چیست؟

یعنی اینکه سازمان تامین اجتماعی  با سوءاستفاده از قوانین جمهوری اسلامی وتوسط مراجع قا نونی از مردم پول زور می گیرد. طبعاً اگر کسی خواست از خود دفاع کند در مقا بل حکومت اسلامی ایستاده ونابود می شود. جنابعالی هم با پشت وانه دادگستری ،پشت میز شیک خود نشسته اید وبه ریش مراجعه کننده ومعترض می خندی.ومحترمانه از دفتر کار بیرونش می کنی همان طور که بجای پاسخ مرا بیرون کردید

با توجه به اینکه مدت دوسال است که سازمان تامین اجتماعی بر خلاف قوانین جمهوری اسلامی ماهیانه مبلغ بیست هزار تومان از حقوقم کسر وباکمال تعجب مدیرت عامل محترم سازمان تامین اجتماعی اصفهان بجای استرداد حقوقم نامه مرا به کانون کارگران بازنشسته استان اصفهان فرستاده .که هیچ گونه توجیهی ندارد ،بنده کارمند مخابرات بوده ام وربطی به کارگران محترم نداشته وندارم.از مسئولین محترم جمهوری اسلامی در خواست رسیدگی دارم.وباید خدمت بزرگانی چون ریاست محترم جمهوری وریاست محترم مجلس شورای اسلامی وریاست محترم قوه قضائیه عرض کنم .قبول دارم که بازنشسته ای هستم که در مقا بل این عزیزان وموقعیت شغلی شما ها اصلاً بحساب نمی آیم .بهتر بگویم اصلاً در اجتماع فراموش شده وبه حساب نمی آیم ،زیرا بجای کارمندی بهر کاری دست زده بودم آلان زن وبچه ام ار حد اقل رفاه محروم نبودند.ولی میدانم در مقابل فرمایش حضرت علی علیه السلام خاضع هستید.لذا فرمایش حضرت را متذکر می شوم.که می فرمایند:...واگرخدا از علما پیمان نگرفته بود که در برابر شکم بارگی ستمگران وگرسنگی مظلومان سکوت نکنند،مهارشتر خلافت را بر کوها نش انداخته رها یش می ساختم .درخواست می کنم پیما نی که خدا از شماها گرفته را در نظر داشته باشید و دستور رسیدگی فرمائید تاحصول نتیجه.قبلاً از بذل توجه به این مهم تشکر می کنم.

با کمال احترام:کارمند بازنشسته مخا برات اصفهان

علی عظیمی شهرابی

رونوشت

1 ـ دفتر مقام معظم رهبری(به انضمام پنج برگ ضمیمه)

2 ـ  ریاست محترم جمهوری اسلامی (به انضمام پنج برگ ضمیمه)

3 ـ ریاست محترم مجلس شورای اسلامی

4 ـ ریاست محترم قوه قضائیه

5 ـ وزیر محترم تعاون ورفاه اجتماعی (به انضمام پنج برگ ضمیمه)

6 ـ استاندار محترم استان اصفهان

7 ـ ریاست محترم کل دادگستری استان اصفهان(به انضمام یک برگ ضمیمه)

8 ـ ریاست محترم کمسیون اصل نود(به انضمام پنج برگ ضمیمه)

9 ـ جناب آقای دکتر توکلی نماینده محترم مجلس شورای اسلامی(به انضمام پنج برگ ضمیمه)

10 ـ مدیرعامل محترم سازمان تامین اجتماعی ایران

11 ـ مدیر عامل محترم سازمان تامین اجتماعی استان اصفهان با توجه به رونوشت نامه شماره 8474/92/291 مورخ 11/8/1392

آدرس :اصفهان خ عسکریه خ خرمدین بن بست شهید رستمیان پلاک 57

تلفن همراه (09138772622)


تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 259
نویسنده : webattraction

لطیفه

فروشنده در حالیکه شیشه ادکلن را بدست مشتری میداد گفت: سعدی می گوید :مشک آن است که ببوید ، نه آنکه عطار بگوید

مشتری  شیشه ادکلن را گرفت بوئیدوگفت:سعدی میخواست بگوید ونگفت : مشک آن است که بوی عطر دهد نه بوی گند.



تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 368
نویسنده : webattraction
بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت زهراعلیها السلام به مسجد می رود

هنگامی که ابوبکر تصمیم نهائی خود را در مورد غصب فدک از حضرت زهراعلیها السلام گرفت ونماینده حضرت را از آنجا اخراج نمود واین اخبار با آن حضرت رسید،سر مبارک را پوشانیدند و پوشش کامل بر تن نمودند وبا عده ای از زنان خدمتگذار وبانوان خویشاوندانشان برای اعتراض به بوبکر براه افتادند.هنگام راه رفتن لباس حضرت به زمین کشیده می شد وپائین لباس زیر پایشان می رفت وراه افتنشان چنان بود که گویا پیامبرصلی الله علیه وآله  راه می روند

ابوبکر با عده زیادی از مهاجران وانصار ودیگر افراد نشسته بودند که حضرت وارد شدند،وبا آمدن حضرتپرده ایبین ایشان ومردم آویخته شد.حضرت زهراعلیها السلام نشستند ووچنان از سوز دل ناله ای نمودند که مردم را به گریه واداشتند ومجلس را منقلب کردند. سپس لحظه ای درنگ نمودند تا صدای ناله های مردم خاموش گردید واز جوش وخروش افتاد. با آرامش مجلس حضرت صحبت خود را با حمد وثنای الهی ودرود بر پیامبرصلی الله علیه وآله آغاز نمودند . مردم با شنیدن کلام آن حضرت بار دیگر شروع به گریه کردند. وحضرت برای بار دوم ساکت شدند.وهنگامی که مردم آرام گرفتند صحبت خود را از سر گرفتند وچنین فرمودند.

حمد وثنا

کلام خود را آغاز می کنمبا حمد وسپاس کسی که به ستایش وفضل وعزت ورفعت ار همه کس سزاوار تر است.

خداوند را بر نعمتهائی که عطا فرموده می ستایم، وبر الهامش سپاس می کنم ،وبر نعمت های گسترده ای که ابتداء عناین نموده ونعمتهای فراوانی که عطا فرموده وتفضلات پی در پی که مرحمت کرده ثنا می نمایم .نعمت های بی پایانی که از حد شمارش بیرون است،وقدرت بر شکر همه آنها نیست، ونهایت آنان فابل درک نخواهد بود.نعمتهائیکه خداوندبزای ازدیا ودوام آنها ما را دعوتع به شکر گذاری نموده ، وبندگانش را بر فرستادن آنها مطیع خود گردانیده وبرای کامل نمودنبخششهایش از آنان حمد وستایش خود را خواسته ،ودر کنار آن به طلب چنین نعمت هائی امر فرموده است.

گواهی می دهم که معبودی غیر«الله»نیست.تنها او معبود است وشریکی ندارد.کلمه ای است که تأویل آن اخلاص است ومتضمن رساندن قلوب به اعتقاد وحدانیت خداست، وآنچه را که دعقل به آن پی می برددر اندیشه ها ظاهر نموده است. خداوندی که تمام اشیاء را بدون آنکه چیزی قبل از آنان باشد بوجود آورده،وبی آنکه از نمونه هایی برای خلقت پیروی کرده باشد آنان را آفریده است.با قدرتش به آنان وجود داده وبا اراده خود آنان را خلق فرموده،بدون آنکه نیازی به خلقت آنان داشته باشد یا فایده ای به او عائد شود. بلکه علت در خلقت آنست که حکمت خود را برای ما سوایش معلوم بنماید ،وآنان را به اطاعت خود متوجه کند، وقدرت خویش را به منصه ظهور برساند، وخلق را به عبا دت خود بخواند وبه دعوت خود عزت وغلبه بخشد. همچنین برای دوری آنان از عذابش وسوق آنان به بهشتشثواب بر اطاعت خود وعذاب در معصیتش قرار داد

 

 

بعثت پیامبرصلی الله علیه وآله  ومسیر رسالت

وگواهی میدهم که پدرم حضرت محمد بنده وفرستاده اوست،که خداوند او را قبل از خلقتش اختیار نمود،وقبل از بعثتش او را برگزید،وپیش از انتخابش نام او را معرفی کرد.این انتخاب هنگامی بود که مرد در مخفیگاه غیب پنهان بودند ودر پس پرده های هولناک مستور وبه نهایت عدم مقرون بودند.

علت این اختیار آن است که خداوند به سر انجام کار ها آگاه وبه حوادث روزگار احاطه دارد،وبه زمان وقوع مقدرات عارف می باشد. برای اتمام امر خود او را مبعوث گردانید،وبه قصد اجرای حکم خود او را برانگیخت ،وبرای انفاذ مقدرات حتمی خود او را به پیامبری اختیار نمود.آن حضرت مردم را دید که هر گروهی دارای دین مخصوص به خود است.وبه افروخته خود روی آورده وبتان خود را پرستش می نمایند،وبا آنکه فطرتاً معرفت خدا را دارند ولی منکر او هستند.

آنگاه خداوند به برکت پدرم حضرت محمدصلی الله علیه وآله ظلمت ها را به نورانیت مبدل ساخت، واز قلبها مشکلات را برطرف نمود، واز دیده ها تحیر را زایل کرد،ومطالب مبهم را برای همگان روشن نمود.آن حضرت دعوت الهی خود را با هدف هدایت مردم آغازکرد وآنان را از گمراهی نجات داد، واز لجاجت ها آگاهی بخشید، وآنان را به دینی محکم هدایت نمود، وبه راه مستقیم فرا خواند،

سپس خداوند او را با رأفت ورحمت واختیار به سوی خود خواند تا او را از خستگی این دنیا آسوده گرداند وسنگینی بار نا ملایمات را از او بر دارد، واو را دراحاطه ملائکه ابرار ورضوان پروردگار غفار ومجاورت ملک جبار قرار دهد. درود خدا بر پدرم پیام آور وامین وحی خدا وبرگزیده ومنتخب ومرضی او،درود وسلام ورحمت وبرکات الهی بر آو باد.

 

 

خطاب حضرت به مهاجرین وانصار

آنگاه حضرت زهرا علیها السلام متوجه اهل مجلس شدند،وخطاب به تمام مهاجران وانصار فرمودند:

شما بندگان خدا پرچم وعلم امر ونهی الهی ، ودر بردارنده دین ووحی او وپاسداران خدا بر خود هستید، ورساننده احکام الهی به دیگر  امت هایی که در اطراف شمایند می باشید. در بین شما شخصی است که استحقاق زعامت دارد، واو کسی است که قبلاً در مورد او متعهد شده اید.

قرآن واهل بیت

وما یادگارانی هستیم که خداوند ما را نمیایندگان خود بر شما قرار داده، وبه همراه ما کتاب ناطق الهی وقرآن صادق ونور تابناک وشعاع در خشنده ای است که دلیل های آن روشن واسرار آیاتش ظاهر، وبا دلیل وبرهانی است که ظواهرش متجلی واستماع آن بر مردم همیشگی است(ولال آور نیست) پیروان او بخاطر آن مورد رشک دیگران هستند،وتبعیت او بشر را به رضوان خدا سوق می دهد، وگوش دادن به آن نجات را بدنبال می آورد. در اواست دلیل های نورانی الهی، وپندهای مکرر خداوند، وواجباتی که تبین شده ومحرماتی که از آن منع گردیده، واحکامی که کافی است وادله ای که روشن است وکلماتی که شفا بخش است، وفضائلی که بدان دعوت شده واموری که اجازه در آنجام آن داده شده، ورحمتی که امید آن می رود، وقوانینی که واجب شده است.

حکمت دستورات الهی

پس خداوند ایمان را طهارت شما از شرک قرار داد،ونماز را دوری از کبر،وزکات را صفای روح وزیادی در روزی وروزه را تحکیم اخلاص، وحج را بلندی ورفعت دین، وعدالت را نظام قلبها وقبولی دین ، واطاعت ما را موجب نظم ملت ،وامامت مارا امان از تفرق وجدائی، وجهاد را عزت اسلام،وصبر را کمکی بر استحقاق اجر، وامر بمعروف را باعث مصلحت عمومی، ونهی از منکر را برای تنزیه دین،ونیکی به والدین را حفظ از نارضایتی، وصله رحم را مایه طولانی شدن عمر وکثرت افراد یک دل،وقصاص را حفظ خون ها، و وفای به نذر را روزنه ای برای بخشش گناهان، وکامل نمودن کیل ووزن را برای حفظ اموال از نقص وضرر، ونهی از نوشیدن شراب را دوری از پلیدی، وپرهیزنسبت ناروا به بانوان عفیفه را مانع از لعنت، ودوری از دزدی را سبب جلوگیری از اعمال زشت ونخوردن مال یتیم وبرنداشتن آنرا پناهی از ظلم، ونهی از زنا را حفظ از غضب الهی، وعدالت در احکام را مایه دل گرمی مردم، وظلم ننمودن در حکم را برای ترس از حق ،قرار داده،وبرای اخلاص در قبول ربوبیت خود شرک را حرام نوده است

پس تقوای الهی را در بالاترین درجه پیشه خود بنمائید، در حالی از این دنیا بروید که مسلمان باشید، واز فرامین خدا روی بر نگردانید،ودر آنچه که امر ونهی فرموده او را اطاعت کنید، که خدا فرموده: فقط بندگان آگاه از خدا می ترسند.پس حمد وثنای خدائی را بجا آورید که با عظمت ونورش تمام اهل آسمان وزمین در جستجوی وسیله ای بسوی اویند. وما آن وسیله الهی در خلقش هستیم،وما آل رسول خدائیم، وما مقربان درگاه خدا ، وجایگاه قدس او، وحجت غیبی الهی ووارث انباءاوئیم.

بدانید من فاطمه هستم

سپس فرمود:

ای مردم بدانید من فاطمه ام، وپدرم محمد است،کلام اول وآخر من این است،ودر این مطلب اشتباه نمی کنم وآنچه که انجام می دهم گزاف نیست.پس با گوش های شنوا وقلبهای آگاه سخن مرا گوش کنید

سیر رسالت پیامبر صلی الله علیه وآله

آنگاه فرمود:فرستاده خدا نزد شما آمد که از شما بود وتحمل مشقت شما بر او دشوار بود واو نسبت به هدایت شما بسیار پافشاری داشت ونسبت به مومنین با رحمت ورأفت بود. اگر در حسب ونسب او نظر کنید واو را بشناسید می یابید که در بین تمام زنان ام تنها پدر من است،ودر بین تمام مردان او تنها برادر پسر عموی من (علیعلیه السلام ) است وچه خوب انتصابی است.او رسالت الهی خود را به انجام رسانید وامود باغث عذاب پروردگار را اظهار نمود،واز راه وروش مشرکان روی گردانید.کمر آنان را در راه رسالتش شکست ،وآنان را به اندوه مبتلا کرد،ومردم را با حکمت وپند نیکو به راه خدا دعوت نمود.

بتان را شکست وسرهای گردنکشان را به خاک افکند،تا آنکه اجتماع آنان را از هم پاشید وآنان از صحنه پشت نمودندونور هدایت ظلمت شرک را شکافت وپرده از حق برداشته شد،زعیم دینی گوینده شد،وآتش کفر خاموش گردید، وزبان شیاطین لال شد وپست فطرتان منافق هلاک شدند وگره های کفر وخلاف از هم گشوده شد، وشما به کلمه اخلاص تکلم نمودید با عده ای از پاکان که عفیف بودند.شما بر لبه پرتگاه آتش قرار داشتید که پیامبر الهی شما را نجات داد.شما کسانی بودید که بتان را پرستش می کردید وقمار بازی می کردید.

چنان خوار بودید که جرعه هر نوشنده،وشکار هر طمع کار ، وهمچون آتشگیره ای بر دارنده آن زیاد توقف نمی کند ،بودید،وزیر قدمهای دیگران قرار داشتید،آب آشامیدنی شما آب کدر، وخوراک شما پوست دباغی نشده بود،می ترسیدید که مردم از اطرافتان ناگهان بر شما حمله کنند.

 علیعلیه السلام در تبلیغ رسالت

تا آنکه خداوند تبارک وتعالی به برکت پیامبر حضرت محمدصلی الله عیله آله  شما را نجات داد بعد از همه اینها،وبعد از آنکه او گرفتار پهلوانان کفار وگرگان عرب وگردنکشان اهل کتاب گردید،هرگاه که آتش جنگ را می افروختند آن را خاموش می نمود وهر زمان که قدرت پیروان ضلالت ظاهر می شدیا دشمنان مشرک دهان خود را برای از بین بردن شما باز می کردند برادرش علی را برای نابودی آنان به عمق دهانشان می افکند.او هم تا گوش های آنان را پایمال نمی کرد،وآتش آنان را با شمشیرش خاموش نمی نمود باز نمی گشت.

او(علیعلیه السلام ) کسی بود که در راه خدا سختی ومشکلات را تحمل می کرد واستقامت از خود نشان می داد،ونزدیکترین اشخاص به پیامبر وآقای اولیای خدا بود.در خدا کمر همت بسته بود ودلسوزانه وبا جدیت وبا جذابیت وتلاش پیگیر عمل می کرد،ودر راه خدا سرزنش ملامت کنندگان تأثیری در او نداشت.

واین در حالی بود که شما در زندگی راحت ودر کمال آرامش وامنیت ونشاط بودید،ودر رفاه زندگی خوش می گذراندید.غذای لذیذ می خوردید وآب زلال می نوشیدید وانتظار بلا ها را بر ما داشتید ومنتظر شنیدن اخبار آن بودید!وچون جنگی شدت می گرفت خود را کنار می کشیدید، وهنگام کارزار وجنگ فرار می کردید.

رفتار مردم بعد از رحلت پیامبرصلی الله علیه وآله

هنگامی که خداوند جایگاه انبیاء ومنزلگاه برگزیدگانش را برای او اختیار نمود وآنچه به او وعده داده بود باتمام رساند کینه ودشمنی ناشی از نفاق شما ظاهر گردید،وپوشش دین کهنه شد وجامه اش مندرس واستخوانش ضعیف گردید،وآن قدرت ضعیف از بین رفت.سکوت کننده گمراهان به تکلم در آمد ،وگمنام ذلیلان ظاهر شد،وشخص مورد اهل باطل صدا در آورد،ودر عرصه شما قدرت نمائی کرد.

شیطان از کمینگاه خود سر بر آورد وشما را بسوی خود خواند وشما را دعوت نمود ودید که دعوت او را اجابت می نمائید وآماده فریب خوردن از او هستید،وچون شما را به قیام بر علیه حق خواند قیام وسرعت قبول شما را یافت،وچون شما را بر ضد حق به غضب وخشم در آورد شما را غضبناک دید.پس شتر دیگران را برای خود علامت گذاری نمودید وآن را به آبی که از شما نبود حاضر کردید.تمام این قضایا در حالی بود که فاصله زیادی نشده وزخم هنوز وسیع بود وجراحت هنوز التیام نیافته وپیامبر هنوز دفن نگردیده بود(با نیرگ ودروغ بر مردم جلوه دادید که حضورتان در سقیفه برای فتنه بوده است).به گمان ترس از بروز متنه به سرعت اقدام کردید ولی بدانید که در فتنه سقوط کردید وجهنم کافران را از هر سو در بر می گیرد.

این کار ها از شما بعید بود وچگونه چنین کاری کردید وبه کجا باز می گردید،با اینکه کتاب خدا در بین شماست؟! کتابی که آموزش ظاهر واحکامش نورانی وعلامت هایش واضح ونواهیش تبین شده واوامرش روشن است. به چنین کتاب خدائی پشت نمودید.وای بر شما! آیا می خواهید از او روی گردانید یا به غیر آنچه که در آن است حکم کنید؟ بد جایگزینی برای ظالمان است،وکسی که غیر اسلام را بعنوان دین برگزیند از او قبول نمی شود ودر آخرت از زیانکاران خواهد بود.

سپس درنگ نکردید مگر بمقدار آرام شدن فتنه وجای گرفتن قلاده آن که شروع نمودید در بر افروختن شعله های فتنه وبر انگیختن هیزمهای آن وندای شیطان مکار را اجابتکردید وشروع به خاموش کردن انوار دینی روشن وبی اعتنایی به سنت های پیامبر  برگزیده نمودید. به ظاهر طرفداری از دین می نمائید در حالی که در باطن به نفع خود عمل می کنید ونسبت به اهل بیت وفرزندانش با حیله ونیرنگ رفتار می کنید.

ما در مقابل اذیتهای شما صبر می کنیم مانند صبر کسی که با چاقوهای بزرگ وپهن اعضایش را قطعه قطعه کنند وتیزی نیزه را در بدنش فرو برند!

فدک وارث

وشما معتقدید که ارثی ونصیبی برای ما نیست! آیا در پی حکم جاهلیتهستید؟! وچه حکمی بهتر از حکم الهی برای گروهی است که یقین دارند؟آیا نمی دانید؟!البته که همچون آفتاب تابنده برای شما روشن است که من دختر اویم .از شما مسلمانان بعید است! آیا بزور ارث  پدرم گرفته شود؟

ای پسر ابوقحافه،آیا در کتاب خدا نوشته شده که تو ارث از پدرت ببری ولی من از پدرم ارث نبرم؟ مطلبی تعجب آور ومتحیر کننده آورده اید که از روی جرأت بر قطع رم رسول الله وشکستن پیمان چنین اقدامی کرده اید! آیا از روی عمد کتاب خدا را رها کرده وپشت سر خود افکندید؟آنجا که خداوند تبارک وتعالی می فرماید:«وسلیمان از داود ارث برد»(س نمل 16) وآنچه حکایت نمود از قضیه یحیی وزکریا که می فرماید:«پروردگارا...فرزندی بمن عنایت فرما که از من واز آل یعقوب ارث ببرد»(س مریم 4،5،6) وفرمود:«وخویشان میت بعضی بر بعض دیگر در کتاب خدا در ارث بردن تقدم دارند» انفال 75) وفرمود:«خداوند در رابطه با اولادتان سفارش می نماید که فرزندان پسر دو برابر فرزندان دختر ارث می برند»س نسا 11)  وفرموده«اگر میت چیزی بعد از خود باقی بگذارد برای والدین وخویشان به نیکی وصیت نماید این حقی است که متقین باید آن را انجام دهند»(س بقره 180)

گمان نمودید بهره ای از ارث برای من نیست واز پدرم ارثی بمن نمی رسد وبین من وپدرم نسبتی نیست؟! آیا خداوند شما را به آیه ای اختصاص داده که پدرم را از آن خارج نموده است؟ یا می گوئید ما اهل دو مذهب هستیم که از یکدیگر ارث نبریم؟! آیا من وپدرم هر دو اهل یک مذهب نیستیم؟! یا اینکه شما به عام وخاص قرآن از پدرم وپسر عمویم (علیع ) آگاه ترید؟

اکنون که فدک را نمی دهی این مرکب زین وافسار شده آماده را بردار تا در قبر همراه تو باشد وروز قیامت وبال آن گریبانت را بگیرد. خداوند خوب حکم کننده ای وحضرت محمد صلی الله علیه وآله خوب زعیمی وقیامت خوب وعده گاهی است. بعد از مدت کوتاهی پشیمان می شوید،ودر روز قیامت اهل باطل زیان می کنند،وزمانی پشیمان شوید که برای شما نفعی ندارد،وبرای هر خبری زمان وقوعی است،وبزودی می فهمید عذاب خوار کننده گریبان چه کسی را می گیرد وچه کسی که عذاب دائمی بر او نازل می شود.

خطاب به پیامبرصلی الله علیه وآله

سپس حضرت نظری به مرقد پدر افکند وگریه کرد ودر ضمن ابیاتی از شعر چنین فرمود:

ای پدر !بعد از رحلت تو واقعه های بزرگ وقضایای مشکلی واقع شد،که اگر تو شاهد بودی مصیبت برایمان بزرگ نمی آمد.

ما همچون زمینی که باران فراوان را از دست دهد تورا از دست دادیم، وقوم تو فاسد گردیدند.پس شاهد آنان باش وغائب مباش. وبرای هر اهلی مزیّت وبرتری بر دیگرنزدیکان نزد خدای متعال است. آن هنگام که تو رفتی وخاک بین ما وتو حایل شد مردمانی کینه های خود را بر ما ظاهر نمودند.

اکنون که تو از بین ما رفته ای وتمام زمین غصب شده مردم با چهره گرفته با ما روبرو می شوند وما خوار شده ایم، وبزودی در روز قیامت باعث ظلم خانواده ما می فهمد که به کجا باز می گردد.

تو همچون ماه چهارده شبه ونوری بودی که از تو کسب نور می شد وکتابهای آسمانی از طرف خدای با عزت بر تو نازل می گردید.

وجبرائیل با آوردن آیات الهی با ما انس داشت وبا رفتنت در تمام خیرهه را بستی شهر من با آن وسعتش بر من تنگ شده ودو سبط تو خوار گشتند که در این برای من بلایی است.

ای کاش قبل از رفتن تو مرگ با ما ربربرو می شد هنگامی که تو از پیش ما رفتی وتلی از خاک مانع از تو شد.ما مبتلا به مصیبت از دست رفتن عزیزی شدیم که هیچ محزونی از مردم چه عرب وچه عجم به به رفتن چنین عزیزیمبتلا نشدهخ است.

پس هر اندازه که در این دنیا زندگی کنیم وتا زمانی که چشمهایمان باقی است برای تو با اشکی ریزان گریه می کنیم.

خطاب به انصار

سپس حضرت نگاهی به جانب انصار نمود وفرمود:

ای یادگاران زمان پیامبر،وای یاوران دین وپناه دهندگان اسلام! این چه سستی است در یاری من وچه ضعفی است در کمک به من وچه کوتاهی است در باره حق من وچه خوابی است که در مورد ظلم بمن شما را فرا گرفته؟!آیا پیامبرصلی الله علیه وآله پدرم نمی فرمود: «حرمت هر کسی را نسبت به فرزندانش باید نگاه داشت»؟ چه زود کار خود را کردید،وعجب زود به کاری که زمانش نرسیده بود اقدام نمودید!

وشما قدرت کمک به آنچه من طلب می کنم وقوت بر گرفتن آنچه در پی آن هستم ومی خواهم دارید.آیا به راحتی می گو.ید«محمد رسول خدا از دنیا رفت» بجان خودم قسم این واقعه ای مهم است که شکافی عظیم وگسیختگی گسترده ای همراه داشت والتیام دهنده آن مفقود بود.با غیب پیامبر زمین تاریک گردید، وبرگزیدگان الهی محزون گشته اند ، ودر مصیبت او آفتاب وماه گرفته وستارگان پراکنده شدند. با رحلت اوامید ها به یأس مبدل شد،وحریم آن حضرت از بین رفت،وحرمت او مورد اهانت قرار گرفت.

بخدا قسم رحلت پیامبرصلی الله علیه وآله بلیه بسیار بزرگ ومصیبت عظیم است که مصیبتی مثل آن وحادثه ناگواری همچون آن در دنیا نخواهد بود وبه این مصیبت عظمی کتاب خدا در خانه هایتان ودر هر صبح وشام آگاهی داده وبه آن در گوشهایتان با ندا وفریاد وخواندن وفهماندن خبر داده است.وهمچنین خبر داده از آنچه که به انبیای الهی وفرستادگان خداوند در گذشته رسیده که حکم نهایی وقضا وقدر حتمی است(آنجا که فرموده :)

«ونیست محمد مگر فرستاده خدا که قبل از او پیامبران آمده اند.آیا اگر بمیرد یا کشته شود به جاهلیت خود برمی گردید ومرتدمی شوید؟ کسی که مرتد شود به خداوند ضرری نمی رساند وخداوند شکر گذاران را پاداش می دهد»

ظلم به فاطمه(س) در انظار مردم

از شما بعید است ای پسران قَیلَه! آیا در ارث پدرم به من ظلم شود در حالی که شما حال مرا می بینید وصدای مر امی شنوید واجتماعتان منسجم است وندای نصرت طلبی من به شما می رسد،وآگاهی بر مظلومیت من همگی شما را فرا گرفته است؟!

این در حالی است که شما هم تداراکات وافراد وهم خانه وسرپوش وهم وسیله وقدرت واسلحه ووسیله دفاع دارید.فراخوانی من به شما می رسد ولی پاسخ نمی دهید!وفریاد من به شما می رسد ولی به دادخواهی نمی آئید.

شما متصفید به این که بردشمن بدون سپر وزره حمله می کنید وبه خیر وصلاح شناخته شده اید.وشما کسانی هستید که بعنوان برگزیده خدا ومنتخب او برای ما اهل بیت انتخاب شده اید.وهمان کسانی هستید که با اعراب به میارزه برخاستید وخود را وارد امور سخت کردید ومحتمل سختی وزحمت شدید وبا امتها به جنگ برخاستید وپهلوانان را بدون سستی دور نمودید.

ما وشما چنان بودیم که شما را امر می کردیم وشما اطاعت می کردید،تا بوسیله ما برای شما آسیاب اسلام به گردش در آمد، وبرکات روزگار به جریان افتاد،وتکبر شزک به ذلت کشیده شد،ودعوت به فتنه وآشوب آرام گرفت ،ودین در اجتماع شکل گرفت.

باامامان کفر بجنگید

بعذ از این سوابق،حال بعد از روشن شدن حق به کجا می روید،وبعد از آنکه بیان شده بود،وبعد از اعلن حق کجا آن را پنهان کردید،وچرا بعد از این اقدامات به گذشته خود رجوع نمودید وبعد از ایمان مشرک شدید، وبعد از شجاعت ترسیدید از گروهی که بعد از پیمان بستنتان سوگند های خود را شکستید ودر دین شما طعنه وارد نمودند.

با امامان کفر جنگ کنید که آنان پایبند به سوگند هایشان نمی باشند،تا شاید از کار های خود برگردند. آیا با گروهی که سوگند های خود را نادیده گرفتند وقصد بیرون نمودن رسول الهی را دارند کار زار نمی نمائید،وحال آنکه آنان ابتداءبه جنگ نمودند؟آیا از آنان هراس دارید؟خداوند سزاوار تر است که از او بترسید اگر مومن هستید.

خواری حق بدست مردم

آگاه باشید ! بخدا قسم شما را می بینم که به زندگی راحت میل پیدا نموده اید ،وکسی که سزاوار منصب حل وفصل امور است ازجایگاهش دور نمودید،وبه راحتی تن در داده اید،واز جای وسیع به جای تنگ پناه آوردید،واز دین برگشتید وآنچه را که حفظ می کردید دور افکندید،وچیزی را که به آسانی خورده بودید بر گرداندید.

اگر شما ونمام کسانی که در زمین هستید کافر شوند خداوند از همه آنها بی نیاز است وخداوند سپاس شده است.آیا خبر کسانی که قبل از شماازقوم نوح وعاد وثمود واقوامی که بعد از اینان آمد ند به شما نرسیده ؟قضایای آنان را جز خدا نمی داند که رسولان الهی با بینات به سوی آن اقوام آمدند،ولی آنان دستهای خود را در دهان خود گذارده وگفتند ما به آنچه که شما فرستاده شده اید کافریم،وما در آنچه که ما را بسویش می خوانید در شک وتردید هستیم.

عار وعذاب بر کسی که دختر پیامبر(ص) را خوار کند

من گفتم آنچه گفتم در حالی که می دانم یاری نکردن وجودتان را فرا گرفته وبی وفائی همچون لباسی بر قلب های شما پوشیده شده است.ولی این سخنان بخاطر رسیدن جان بلبم بود،وآه هائی بود که برای خاموش نمودن آتش غضبم کشیدم،وسستی تکیه گاهم بود واظهار غصه سینه ام است که دیگر نتوانستم آنرا مخفی کنم وبرای اتمام حجت بود.

پس شتر خلافت را بگیرید وبا طناب رَحل«1» آن را محکم به شکم آن ببندید،در حالی که کمر آن شتر مجروح شده واستخوان هایش شکسته وپاهایش ضعیف شده وکف پاهایش نازک گردیده وعیب آن همیشه باقی است. به غضب خدای جبار وننگ ابدی علامت گذاری شده،وپیوسته به آتش الهی روشن است.آتشی که بر قلب ها اثر می گذارد ودر عمود های کشیده برآن ملازم شده است.آنچه انجام می دهید نزد خداوند محفوظ است وبزودی کسانی که ستم کردند می فهمند به کجا می روند.

من دختر پیامبر هستم

من دختر کسی هستم که شما را از عذاب شدیدی که در پیش دارید ترسانید.پس همگی در باره من حیله بکار بندید وبه تاخیر نیندازید .شما کار خود را بکنید که ما هم در کار خود هستیم ومنتظر باشید که ما هم منتظریم،وبزودی کفار خواهند دانست که عاقبت کار به نفع کیست.وبگو عمل کنید که بزودی خدا ورسول ومومنین عمل شما را می بینند ونامه اعمال هر انسانی را بر گردن او آویخته ایم.بنابر این هر کس به اندازه ذره ای عمل خیر انجام دهد نتیجه اش را می بیند وهر کس ذره ای عمل شر انجام دهد نتیجه اش را خواهد دید.گویا کار چنین مقدر شده است.

 

 

 

 

 


تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 316
نویسنده : webattraction

احمد رستمیان

1331898

ای خواهران حجاب را رعایت کنید و در راه سعادت بخش حسین را ادامه دهید و زینب وار زندگی کنید.

 

محمد رضا شیخی

1449458

خواهران جهاد شما، حجاب شماست. در جامعه امروزی ارزش زن به حجاب وتقوای اوست نه به بی بند باری و بی عفتی او، در جامعه ای که هر خیابان و کوچه اش چندین کشته و زخمی برای اسلام دارد بی حجابی و بی عفتی معنایی ندارد.

 

محسن کاظمی موسوی

1610425

خواهرانم حجاب خود را یادتان فرود.

 

علیرضا وکیلی سهروفیروزانی

1813312

خواهران گرامیم: انشاءالله با رعایت کردن موازین شرعی و حجاب دشمن شکن باعث شادی روح شهدا باشید همراه و پشتیبان ولایت فقیه باشید

 

عباس سلمان زاده

1401460

خواهرم حجاب را رعایت کن زینب وار باش.

 

سعید شاوری

1705436

توصیه ام به خواهران حزب الله این است که حجاب اسلامی را حتماً رعایت کنید چون زینت زن به حجاب اوست و رعایت نکردن حجاب یعنی پایمال کردن خون شهیدان است. از خواهرانم می خواهم که زینب وار عمل کنند و با حجاب اسلامی در جامعه رفت وآمد کنند و الگوی زنان دیگر باشند.

 

محمدرضا جمشیدیان

1195397

و دیگر سخنم با خواهران حجاب، حجاب .چرا از زینب وزهرا(س) درس نمی آموزید دیگر بقیه با وجدان خودتان آخر کمی هم به آخرت فکر کنید.

 

احمد بهرامی

1126816

ای مادر عزیز تو ای زن با عفت و تو ای مادر زینب گونه از تو می خواهم که برای جوانت هیچ گریه نکنی.

 

اسماعیل خلیلی

ای برادران وخواهران: بشارت باد شما را به حجاب اسلامی که بی بندوباری تو برادر و تو ای خواهر نه تنها برای انسانیت تو ضرر دارد بلکه برای اجتماع.

 

محمد امیری مورنانی

1081825

حجاب به یک چادر نیست ،حجاب، در تمام حرکتاتتان داشته باشید و در تمام جزء جزء اعضای خود داشته باشید.

در مورد حجاب سخت تر باشید و با آن هایی که نمی توانند حجابی خداپسندانه داشته باشند معاشرت نکنید شاید به خود آیند و متوجه گردند.


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران