عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

منوی کاربری

:: خوش آمدی : [Login_Name]
:: آخرین ورود:[Login_Date_Last]
:: نام کاربری : [Login_Username]
:: پنل کاربری
:: مشاهده پروفایل
:: ارسال پست جدید
:: ویرایش پروفایل
:: خروج از سایت
تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 252
نویسنده : webattraction

 بله بند بور شدوم قلا ره دیدوم 
بله قلا باچه مولا ره دیدوم 
باچه مولا موگه صابو ندروم 
پیرون مه چرک کده خاتو ندروم
==============


سر خو از کللین بدر کو او ستاره
ماه یی رویت بیبینوم سر دوباره
ماه یی رویت بیبینوم شادو میشوم
ز قید عشق تو آزاد میشوم
==============



بله بند بور شدوم قلا ره دیدوم 
بله قلا باچه مولا ره دیدوم 
باچه مولا موگه صابو ندروم 
پیرون مه چرک کده خاتو ندروم
==============


سر خو از کللین بدر کو او ستاره
ماه یی رویت بیبینوم سر دوباره
ماه یی رویت بیبینوم شادو میشوم
ز قید عشق تو آزاد میشوم
==============

ده او قلا بوی مشکه خدایا
دلم دیوانه عشقه خدایا
بورین بوتل واسلینگ ره بیارین
لبو دندان یار خشکه خدا یا
==============

عجب آلم تبايه ما بلی خور
ده نوربندی تنايه ما بلی خور
رفيق دل ده ار مضمون مکتب
نومره شی دای دايه ما بلی خور
==============


کشکی مه گرد دان رای شی بودوم
ديده مکتب موره امرای شی بودوم
ماکم مگريفت مره تايی بغل خو
کشکی ديسکول کتابای شی بودوم
=============


پی سنگ درده سر تيری کيده ايشت
مو ره تسليم بی ميری کيده ايشت 
محبت ره قدی يک توغ کيده خو 
ده بند دل مه کورگيری کيده ايشت
==============

 
شانمه پریِ کویی قافی آلی
کلو مغرور و بی انصافی آلی
ازی کلو بوگوم تو قار موشونی
در مو غریب چه کم اصرافی آلی
==============


بيه گولدان جانيم پور نومو کو 
مه ره مست شراب آرزو کو 
سر ايشته کو نيمازيت روی قلبيم
بيسه قد شبنم اشک يم اوضو کو
==============


کمک موسخيندی کو بس کو خيشيم خو 
آلی پورموشت کنو رسم قديم خو
خولاصه ار کوجا ده گير مه بايی 
خاک پايای تو ره موملوم ده چیم خو
==============


الا ای مایی تابوی ازاره 
چیمایت قاصیدی فصل بهاره
بیشی بیخیم صوبا سفر ره یی یوم
کنوم قد تار موی تو ایستیخاره
==============


تو نوربندگ اجب جادوگیری نی 
ده خاویم تا گول صوب شبکیری نی
مه ره ایلمگ کیده خود تو توتا نی
موی تریگ مه ره خاگیشتیری نی


==============


اجب بیه بیلند و خوش صیفاتی
اَلی مزگی تر از قند و نباتی
ده نوربندی تو شک ندروم ازیزوم 
مگم قیرو کمک بی ایتیاتی
==============


چیمایت پور خوماره بندی دیل مه 
وفایت بی شوماره بندی دیل مه
مه ره پیچیق کنو شیفتی بغل خو
که دونیا بیتوباره بندی دیل مه
==============


بلای چشمانای شه ره بیگیروم
به دیده خاک پای شه ره بیگیروم
شده چن روز که روی شی ره نه دیدوم
دم شام سری رای شه ره بیگیروم
==============


الا یارجان مقربان بیه تو
تو استه شو بشینوم ما سایه تو  
تو استه شو مثل درخت بلک دار 
تو میوه کو بچینوم ما میوه تو
==============

تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 242
نویسنده : webattraction
 
بدترین فقر قرض استه.
Debt is the worst poverty
*****
پقط الماس، الماس ره موبورره.
Only diamond cut diamond
*****
کاری نکو که پشیمانی بار بَیره.
Do not do anything that you will be sorry for
*****

تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 227
نویسنده : webattraction

بخت و قسمت هر کس بله پیشنه شی نوشته شوده.
Everyone's luck written on their forehead
*****

گب راست ره از بچه ریزه یا دیونه بپورسو.
Children and fools tell the truth
*****

آتش تیز زود خاکستر موشه.
Rapid fire get quick cinder
*****

کار ده جای بریک رسیده.
It has come to the pinch
*****

از خوشحالی ده پوست خو جای نموشه.
He/She can not contain him/herself for joy
*****

هیچکس نموگیه، دوغ از ما ترش استه.
Every cook praises his own broth
*****

ده شهر کورا آدم یک چیمه پادشاه یه.
In the country of the blind, the one-eyed man is king
***** 

گمنامی خوبتر از بدنامی استه.
Happy is the country which has no history
*****

آدم ترسیندوگ، پیش از موردون خو صدها دفعه مومره.
Cowards die many times before their death
*****

تا گوسله، گاو موشه، دل خونده، آو موشه .
Till the calf become a caw
*****

جنگل تر و خوشک دره
Forest has dry and wet
*****

تیشه ده ریشه از خود خو زیده.
He/She cut the branch on which he sits
*****

او دوره مستی شی دیگه نمنده.
His drunkenness times are over
*****

تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 398
نویسنده : webattraction

صبا قصد خدا مازار مه موروم
ایزار تیگ بله پیزار مه موروم
ایزار تیگ بله پیزار چی باشه
شویگ مه پیش و خر سوار مه موروم


خبر آمد که یار از شار امادهکوگ مست اولی بار اماده
کوگ مست اولی بار چی باشه
تسلای دل اوگار اماده


خدا کنه که مال از کوه بیاییهشیرین دل ده مال دوشی برآیه
که کاسه تی بغل چیشما سون یار
که کاسه لول شوه غوغا برآیه


الهی باد و بارانت بگیرهچو آهو در بیابانت بگیره
چو آهو در بیابانت چی باشه
دعایی ما غریبانت بگیره


مویایی تیت پرک بله قلم تو
ده ایی آغیل نیه الی هیچ کس رقم تو
شنیدوم از گرد وبر ، میی ده ایی قول
بله هاردو چشیم جایی قدم تو

 


غم تو ده دل مه یه کجا کنوم یار
از بار تو شاو تا صبح چقرا کنوم یار
ده بیداری ده خاو میوم ده رد تو
جاگه پایائ تو تماشا کنوم یار


آر جئ بشوم دلم ده جاغوریه
توتئه جیگر مه بهسودی پریهٌ
فدائ زرهٌّ خا کهائ بامیان
امو جاها که پک هزاره گیه


تمام وقت ده مغز دل مه استی
منئه چیما منه آغیل مه استی
قیرو موکشه درو بانی تو الئ
بمو خدا نوری منزل مه استی


گلی خوش رنگ گولیستو یه دیده
گلی جوغاس آزریستو یه دیده
سیمائ نوربند شی خورشید وریه
استیره آسمو چیمائی دیده


ازی آِغیل الئ اُگیل تو میوُم
پیشی آته آبیت منزل تو میوُم
بلدی خواستگاری ده رسم آزره
گُفتن نه حرام ده دل تو میُوم


خودمه اينجي دل مه ده (جاغوري)يه
(بوسيد) و(قووغ زار) و(ماجري) يه
(غوجور)و(سه پايه گردو)و(لومو)
(زيرك)، (داود)، (حوتقل) و(انگوري) يه


غم تو ده دل خو مه نگاه کونوم یار
تو ره ده اسیمو پیدا کونوم یار
ستاره از گلی رویت میشرمه
توره خورشید و ماه صدا کونوم یار


کشکی مه گولکائ مو تو بودوم
تمام وخت بغل روی تو بودوم
وختی پیچهٌ خوره شانه موکدی
مره ایشته بلی داموئ تو بودوم


روزا پیش خانه پیتیو موکونی

پشت خوره خن سونی افتیو موکونی

پیشی روی سفید و نازکگ خو

شینگی لچک خو لکه تیو موکونی


کشکی مه صاجیق خوش بوی توبودوم

تمام وخت تائ دندوئی تو بودوم

یگو وختا مره بو غوند موکدی

دمو لازه بلی زیبوئ تو بودوم


شاوا ماتل تویوم تو خاو موکونی

 دلمه مونتی کده جو جو موکونی

وادی نمازی صوب که بیخ تو میوم

دمو نازای خو دیل مه آو مو کو نی


کشکی رنگی لباو روی تو بودی

یا که سورمه چیم و ابروی تو بودی

بلدی نوربندی ات دائیم ده فرمو

منئه دستکول سری بازوی تو بودی


وختی پیچای خوره که تو مو کونی

دل مه بیر یوُ کده الوَ مو کونی

تا دان خو پیش کده قچر تو میلوم

بانه خوره بچی ده شو مو کونی 


تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 219
نویسنده : webattraction

روز ۲۶ مرداد ۱۳۶۹ اولین گروه آزادگان ایرانی ( اسرای جنگ ایران و عراق ) پس از سال‌ها اسارت در زندان‌های رژیم بعث عراق با ورود به کشور به جمع خانواده‌های خود بازگشتند و چشم و دل عزیزان چشم انتظارشان را روشن کردند. نا امیدی ها به امید تبدیل شد و رویاها به حقیقت پیوست.


تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 266
نویسنده : webattraction

قصه های من و بابام  

برادر کوچک بچه دبستانی بود و پیک که حالا اسمش رشد هست ، هر ماه یک بار به مدرسه می آمد تا بین نوآموزان و دانش آموزان فروخته شود. برادر کوچک هم می خرید و به خانه می آورد. آن اوایل مادرم مخالفت می کرد که شما را به مدرسه فرستاده ام درس بخوانید یا قصه و چیستان ؟ اما با گذشت زمان نظرش عوض شد. عصر که حجم درس و مشق کم می شد و به طور طبیعی مشق برادر کوچک زودتر از ماها تمام می شد ، پیک را از داخل کیفش درمی آورد و بغل پدرم می نشست و با عجله و پی در پی می گفت : آقا قصه های من و بابام رو بخون. آقا زود باش ، آقا زود باش.
هر ماه یکی از قصه های من و بابام همراه با شرح داستان در پیک ( یادم رفته نوآموز یا دانش آموز ؟ ) چاپ می شد. پدرم قبل از ورق زدن پیک ، پشت آن را برمی گرداند و قصه من و بابام را با صدای بلند می خواند. طفلک برادرکوچک چقدر می خندید. نه تنها او که ما ، همه این قصه ها را از زبان پدر می شنیدیم و لذت می بردیم. مادربزرگم می گفت: شما پدر و پسر کپی این من و بابام هستید با این تفاوت که آقا سبیل ندارد. بعدها که رشد جای پیک را گرفت دیگر قصه های من و بابام پشت جلدش چاپ نشد.
راست هم می گفت . او گاهی از پدر می خواست گاری بازی کنند و پدرم مثل قصه های من و بابام ، دو پای او را می گرفت و او با دو دست راه می رفت و پدرم هم مثل گاری به جلو می راندش . ( تیله بازی و زققه و آشییق و دوچرخه سواریشان ) چقدر این پدر و پسر به هم نزدیک بودند. مثل قصه های من و بابام.
اما من سه جلد کتاب قصه های من و بابام را دارم و هر وقت می خوانم صدای پدرم و خنده های کودکانه برادر کوچک در گوشم طنین می اندازد. او که زودتر از موعد رفت و بابا را با قصه هایش تنها گذاشت.
*
آدم برفی لگدزن - فارسی
زمستان بود و برف سنگینی باریده بود. من و بابام یک آدم برفی بزرگ و قشنگ جلو در خانه مان درست کردیم. یک جارو هم توی دستش فرو کردیمو یک ظرف هم به جای کلاه روی سرش گذاشتیم.
صبح روز بعد ، تا از خواب بیدار شدم و سراغ ادم برفی رفتم ، دیدم خراب شده استو روی زمین افتاده است. دوقاتم تلخ شد و گریه ام گرفت.
بابام دیده بود که شب مردی آمده بود و آدم برفی ما را خراب کرده بود. فکری کرد و تصمیم گرفت که آن مرد را برای کار بدی که کرده بود تنبیه کند. یک پیراهن سفید بلند پوشید. روی پارچه ای چشم و ابرو و دهان و بینی کشید. پارچه را روی سرش انداخت. یک جارو هم در دست گرفت. آن وقت رفت و مثل آدم برفی ، جلو در خانه مان ایستاد.
من از پنجره اتاقمان نگاه می کردم. دیدم که مردی آمد و خواست آدم برفی را خراب کند. تا آن مرد دستش را به طرف آدم برفی دراز کرد ، بابام لگد محکمی به پشت او زد. بعد هم آرام مثل آدم برفی همان جا ایستاد. فقط یادش رفته بود که دستهایش را مثل آدم برفی از هم باز نگاه دارد.
مرد که تعجب کرده بود که این دیگر چه جور آدم برفی است که می تواند لگد بزند.
*
تپیک ووران قار قولچاغی- ترکی آذربایجانی
قیشیدی ، بیر آغیر قار یاغمیشدی. بابامنان من قاپیمیزین قاباغیندا بیردنه یئکه و گؤزل قار قولچاغی قاییردیق. بیردنه سوپورگه الینه وئردیک بیر قابی دا بؤرک یئرینه باشینا قویدوخ.
سحر تئزدن یوخودان دوروب قار قولچاغینی گؤرمه یه گئتدیم. وای ! قار قولچاغی خاراب اولوب یئره دوشموشدو. چوخ خینوو ائلدیم. آغلاماغیم گلدی.
بابام گؤرموشدو کی بیر کیشی گلیب کئچه نده اونو خارابلییب کئچیب . اونا گؤره ده ایسته دی او کیشینی بیر ایپ اوسته قویا.بیر دنه آق اوزون پالتار اینینه گئیدی . بیر پارچانین دا اوستونه آغیز بورون قاش گؤز چکیب ، اوزونه چکدی. بیردنه ده سوپورگه الینه آلدی قار قولچاغی کیمی اللرینی آچیب قاپیمیزین قاباغیندا دوردو.
من پئنجره دن ائشییه باخیردیم. گؤردوم بیر کیشی گلیب ایسته دی قار قولچاغین خارابلییا ، تا الینی قار قولچاغینا ساری اوزالتدی ، بابام بیر گؤزل تپیک اونون دالیسینا ووردو. سورادا چوخ یاواش قارقولچاغی کیمی دوز دوردو. اما یادیندان چیخمیشدی کی قار قولچاغی کیمی اللرینی آچا.کیشی حیرت ده قالمیشدی « بو نه قار قولچاغیدی کی تپیک وورا بیلیر !!!!»

×

سایت قایاقیزی --http://gayagizi.com/blog/ 

 

 

 

 

×


تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 246
نویسنده : webattraction
چند خانه آن طرف تر ، نزدیکی خانه مان پیرزنی زندگی می کند. او حدود پنج سالی است که هشتاد و دو سال دارد و به قول خودش کم کم دارد پیر می شود. هر وقت که می بینمش یاد گوذرچی محله قدیمی مان در راسته کوچه می افتم. گوذرچی پیرمردی بود که چماق بلند و قهوه ای رنگی بدست می گرفت و شب تا صبح در گوچه پس کوچه های خلوت شهر کشیک می داد. روزی درگذشت و مرحوم جایش را به پاسبان های کلانتری داد. اما یاد و خاطره اش در ذهن مان برای همیشه
ماند.
ادامه متن در سایت قایاقیزی :
http://gayagizi.com/blog/

تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 236
نویسنده : webattraction


تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 282
نویسنده : webattraction
به نقل از دویچه وله - فارسی 
http://www.dw.com/ 

لوکوربوزیه : از مهم‌ترین پیشگامان معماری مدرن محسوب می‌شود؛ چهره‌ای که برخی معتقدند، نقشی استثنایی در تکامل معماری و شهرسازی قرن بیستم داشته است. او نه تنها آثار و بناهای زیادی از خود به جای گذاشت، بلکه نسل‌های بعدی در عرصه معماری را تحت تأثیر قرار داد و الهام‌بخش آنان بود. روز ۲۷ اوت ۲۰۱۵ نیم قرن از درگذشت لوکوربوزیه می‌گذرد.
لوکوربوزیه محل زندگی خود را در سال ۱۹۱۷ میلادی به پاریس منتقل کرد. او تا هنگام مرگ، در سال ۱۹۶۵ میلادی، علی‌رغم سرپرستی و انجام پروژه‌های بیشمار در کشورهای مختلف، در این شهر ماند.
لوکوربوزیه مکتبی را در عرصه معماری پایه‌گذاری کرد که الگوی آن عملکرد ماشین است. نتیجه آن بدنه ساده‌ای است که در آن از فرم‌های اصلی هندسی مانند مستطیل، مربع و دایره استفاده شده است. او خواستار تغییرات اساسی در معماری معاصر بود و این تغییرات را نتیجه منطقی پیشرفت سریع تکنیک و دگرگونی زندگی روزمره می‌دانست. یکی از نقش‌هایی که لوکوربوزیه برای یک فرش زینتی طراحی کرد.
لوکوربوزیه نخستین بناهای خود را در سوئیس ساخت و ایده‌ خود برای خانه‌سازی با قطعات ماشینی تولید شده از بتون و فولاد را در پاریس به ثبت رسانده بود. در سال ۱۹۲۸ میلادی پروژه‌ای را در مسکو در دست گرفت و تصورات خود از ساختمان‌های اداری را متحقق ساخت.
سفرهای متعدد او به کشورهای مختلف، از جمله ۱۹۱۱ میلادی به یونان، ترکیه و ایتالیا و در دهه ۳۰ به آمریکای لاتین، تاثیر عمیقی در پیدایش زبان هنری او داشت. لوکوربوزیه علاقه بسیاری به جمع‌آوری داشت و از سفرهای خود مجسمه‌های کوچک، تنگ‌های مختلف، حتی صدف و ریشه درخت به همراه می‌آورد. این اشیا برای او منبع الهام بوده و او از آن‌ها به عنوان نمونه و الگو استفاده می‌کرد.
لوکوربوزیه در طراحی فضای داخلی همواره ارتباط آن با فضای خارج را در نظر گرفته و سعی در خنثی کردن تضاد بین این دو فضا داشته است. او در طرح فضای داخلی همواره ارتباط با فرهنگ‌های مختلف و دوران‌های تاریخی متفاوت را رعایت می‌کرده است. عبادتگاه رونشام در فرانسه که در سال ۱۹۵۴ تکمیل شد، از بناهای مذهبی مهم قرن بیستم محسوب می‌شود که با رویکردهای معماری مدرن ساخته شده‌اند.
ویلای ساوا یکی از دیگر نمونه‌های برجسته معماری مدرن محسوب می‌شود که لوکوربوزیه طراح و سازنده‌ی آن بوده است. این ویلا در بین سال‌های ۱۹۲۸ و ۱۹۳۱ میلادی ساخته شد. طرح و چیدمان اصلی این ساختمان و همچنین ترکیب فرم‌ها و فضاها در این ویلا بسیار ساده است.
لوکوربوزیه علیرغم و نقش و دستاوردهایش در زمینه معماری چهره‌ای بحث‌برانگیز بوده است، به ویژه به خاطر گرایش‌های فاشیستی و روابطش با رژیم ویشی در فرانسه که دست‌نشانده‌ی رژیم نازی‌ها بود و در سال‌های ۱۹۴۰ تا ۴۴ میلادی قدرت را در دست داشت.
"شهر آینده" تصویر خیالی شهر پاریس را نشان داده و نشانگر فلسفه شهرسازی لوکوربوزیه است. "شهر آینده" طرحی بود، با ده‌ها آسمان‌خراش در مرکز پاریس که لوکوربوزیه در سال ۱۹۲۵ آن را برای مدرنیزه کردن پاریس ارائه کرد.
لوکوربوزیه مجتمع‌های مسکونی را "ماشین‌های مسکونی" می‌پنداشت که عملکرد آنها اهمیت اساسی دارد. شاید به همین جهت منتقدان فلسفه هنری لوکوربوزیه او را سمبل زندگی ضد بشری در دنیای مدرن می‌دانند. مجمتع مسکونی لوکوربوزیه در برلین (Unite d’Habitation) که در سال ۱۹۵۷/۱۹۵۸میلادی ساخته شده‌اند، از جمله آثار معروف لوکروبوزیه در این زمینه‌اند. این مجموعه مسکونی یک ‌شکل دارای ۳۵۰ آپارتمان است.
لوکوربوزیه در سال ۱۹۴۷ به عضویت کمیسیونی از آرشیتکت‌های معروف درآمد که طراحی و احداث ساختمان سازمان ملل متحد در نیویورک را برعهده داشت. او نقش مهمی در طراحی و ساخت این بنای بین‌المللی ایفا کرد.
رد پای لوکوربوزیه را می‌توان در نقاط مختلف جهان دید. او در شمال هند، بین سال‌های ۱۹۶۴ و ۱۹۵۲ میلادی با طرح‌ریزی منطقه حکومتی و اداری تا حدی موفق به پیاده کردن نظرات خود در ارتباط با شهرسازی مدرن شد.
شاید بتوان گفت لوکوربوزیه معماری قرن بیستم را به تنهائی تغییر داده و با دگرگونی فرم و زبان هنری و استفاده از مصالحی مانند بتون و فولاد آن را از محدودیت های فرمی و اجرایی قرن‌های پیشین نجات بخشید. نمایی از صومعه سنت‌ ماری در فرانسه که طراحی و ساخت آن توسط لوکوربوزیه به سال ۱۹۶۰ میلادی برمی‌گردد.
لوکوربوزیه الهام‌بخش نسل‌های بعدی بود و در زمینه تدریس معماری و طراحی نیز فعالیت داشت.  
ارتباط متقابل بین فضای خصوصی و فضای عمومی از ویژگی‌های معماری لوکوربوزیه است. معماری داخلی، طراحی مبلمان، رنگ آمیزی و نورپردازی مسائلی هستند که لوکوربوزیه از ابتدای کار خود به آنها پرداخته است. او طراح شماری مبلمان بوده که هنوز هم طرفداران بسیاری دارد، از جمله راحتی LC4.
مبلمان‌های چرمی و فلزی مکعب شکل که به LC2 و LC3 معروفند نیز از طرح‌های برجسته و پرطرفدار لوکوربوزیه محسوب می‌شوند.
دورنگری و خیال‌پردازی یکی از ویژگی‌های لوکوربوزیه و معماری او است. او همواره در تلاش بود که با نوآوری و ارائه فرم‌های و طرح‌های تازه هنر معماری را دگرگون کند.
لوکوربوزیه در روز ۲۷ اوت ۱۹۶۵ در خانه‌ تفریحی‌اش در نزدیکی موناکو درگذشت. به مناسبت پنجاهمین سالگرد درگذشت لوکوربوزیه کتاب‌های مختلفی در باره زندگی و آثار او منتشر شده که در آنها به جنبه‌های گوناگون زندگی، اندیشه، فعالیت‌ها، کارها و گرایش‌های او از جمله تمایلات فاشیستی پرداخته شده است. لوکوربوزیه در طول عمر خود ۸۰ بنا به جای گذاشت و طرح‌های جذابی برای ساخت ۲۰۰ بنای دیگر ارائه کرد.

 

تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 262
نویسنده : webattraction

اولین روز درس بود
در سایت قایاقیزی
http://gayagizi.com/blog/


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران