عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

منوی کاربری

:: خوش آمدی : [Login_Name]
:: آخرین ورود:[Login_Date_Last]
:: نام کاربری : [Login_Username]
:: پنل کاربری
:: مشاهده پروفایل
:: ارسال پست جدید
:: ویرایش پروفایل
:: خروج از سایت
تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 507
نویسنده : webattraction
کوهگیر سفلی
اطلاعات کلی
کشور Flag of Iran.svg ایران
استان قزوین
شهرستان قزوین
بخش بخش طارم سفلی
دهستان کوهگیر
مردم
جمعیت

۸۴۳نفر

کوهگیر سفلی، روستایی از توابع بخش طارم سفلی شهرستان قزوین در استان قزوین  است این روستا در دهستان کوهگیر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۲جمعیت آن ۸۴۳ نفر(۲۲۱خانوار) بوده‌است.این روستا درکیلومتر۷۴جاده قزوین-رشت قرار دارد.از مهمترین محصولات کشاورزی این روستا میتوان به پیاز،زیتون،گندم و جو و.....را نام برد.این روستا دارای اب و هوای مدیترانه ای موسمی میباشد.اهالی این روستا اکثرا از طوایف چگینی هستند که به گویش لری تکلم دارند.


تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 285
نویسنده : webattraction
تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 239
نویسنده : webattraction
دانستنی های جالب درباره کوگیر

بزودی.....

coming soon


تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 380
نویسنده : webattraction
 

مراسم خواستگاری

در گذشته مردمان کوگیر به هنگام خواستگاری یا هنگام نشان کردن دختر یک سکه ی گوشه دار یا انگشتر نقره ای یا گوشواره نقره ای به خانواده دختر میدادند.

روز قبل از عروسی  خانواده داماد به در خانه های اهالی  میرفتند وبه هر خانواده یک کله قند میدادند وهمچنین از انها برای جشن عروسی  دعوت به عمل می آمد.

و مراسم عروسی دو روز و دو شب به طول  می انجامید نهار عروسی ابگوشت و شام برنج و خورشت قیمه بود که از مهمانان که همگی از اهالی محل بودند پذیرایی می شد غذای عروسی را بانوان طبخ کرد و ظرفهای مورد نیاز اشپزی از خانه های اهالی محل جمع اوری میشد.

شب حنابندان لباس های عروس که شامل چادر ، یک جفت گالش ، ویا سربند مشکی که راه راه قرمز و مشکی تشکیل و به (گل بندی) معروف بود و دیگر متعلقات لباس را به تن عروس پوشانده و عروس را برای جشن آماده می کردند و دست وپا های عروس و همچنین دختر های دم بخت دست و پای خود را حنا می گرفتند.

 

 

برای مشاهده کامل به ادامه مطالب مراجعه نمایید.


تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 327
نویسنده : webattraction

مراسم عزاداری ماه محرم

قبل از اینکه مسجد ساخته شود ،اًهالی محل از نعمت مسجد محروم بودند،و برای عزاداری ،علم امام حسین یا علم عزا را در وسط روستا به پا ،وبه هنگام شب مردان نوحه خوانی و عزاداری میکردند.انان دست به کمر همدیگر زنجیروار می ایستادند و با نوحه هایی همچون:

حسن و حسین  آقام وای                                       یا امام حسین آقام وای

و در وصف طفلان مسلم اینچنین میخواندند:

ما دو تا بچه ی شیر                                            افتادیم دام زنجیر

عزاداری و سینه زنی میکردند.

 در ایام محرم، علم را در خانه ی کسی که عزا دار بود برده و در منزل صاحب عزا سینه زنی میکردند و پس ازپایان عزاداری دوباره علم را به جای اول که در اواخر همین سالها امامزاده ی محل بود میبردند و در انجا نصب میکردند.

                                  

 


تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 283
نویسنده : webattraction

در ایین عزا داری در روستای کوگیر ، هم محلی ها دست به دست هم وبا هم دلی کردن مراسم را به جا می اوردند.

مردها هم مانند زنان دل سوخته و عزا دار می شدند و زنان با سر و صورت کندن و مو کندن و یقه پاره کردن عزا داری میکردند تخمه های هم محلی با جمع اوری گوشت و روغن و برنج غذا می پختند و به خانواده عزادار میدادند بعد از مراسم غسل و تدفین که در حیاط متوفی انجام میشد مراسم سوم و هفتم نیز در خانه برگزار میشد صاحب عزا که تا هفت روز نبایست حمام میرفت را به حمام میبردند و دلاک اورده و سر و صورتشان را اصلاح میکردند و در طول سال به احترام صاحب عزا از سفید کردن خانه ها و خانه تکانی و رادیو روشن کردن و حتی در این اواخر یعنی دهه ی 60 از روشن کردن تلویزیون نیز امتناع میکردند

یه هنگام فرا رسیدن نوروز و ایام خانه تکانی اول خانه ی صاحب عزا را تمیز یا به اصطلاح خانه تکانی میکردند و اگر کسی در طول سال عروسی داشت اول ساز و دهل عروسی را به در خانه صاحب عزا میبردند و نزدیک به 5 الی10 دقیقه ساز عروسی نواخته میشد و صاحب عزا انعام و شاباش میداد و بعد به در خانه داماد میرفتند و جشن عروسی رسما شروع میشد.


تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 386
نویسنده : webattraction

 به قول امیر کبیر در ستایش کریم خان زند می نویسد” ای کاش هر چند وقت یک بار شیر بچه ای لر در ایران شاه می شد تا مردم مزه عدالت را می چشیدند”

من هم یک لر زاده هستم با تمام ویژگی های تعصبی، احساسی، مهمان نوازی، مردانگی،ناموس پرستی، انسان دوستی، سخاوت، باهوشی و…….اما دلم از لرها خون شده است و می خواهم بلند و رسا فریادشان بزنم و به آنها گله گزاری کنم.

تاریخ را که ورق می زنم قوم لر در همه تاریخ نام و نشان دار و پر افتخار است اما همیشه بدون جایگاه واقعی خود!

چرا و به چه دلیل امروز و دیروز من و پدرانم سهمشان از مدیریت ها در کشور هیچ تناسبی با وزن قومیتی، دلاوری، تدبیر و کیاست آنها نبوده است؟

به قول امیر کبیر در ستایش کریم خان زند  می نویسد” ای کاش هر چند وقت یک بار شیر بچه ای لر در ایران شاه می شد تا مردم مزه عدالت را می چشیدند”

وقتی لرها هم از نظر وزن جمعیتی و هم توان علمی و هم ولایت مداری در کشور در خط اول بوده و هستند چرا حقشان از مدیریت های کلان کشور همواره ناچیز است؟

مدت ها فکر می کردم که باید جواب این سوال را از چه کسی جویا شوم و بعد از کلی تحقیق دریافتم که لرها خود مقصر این اتفاق تلخ هستند.

لرها با این همه ویژگی های مثبت یک نقطه منفی دارند که همه توانایی های آنها را خداشه دار کرده است و آنهم این که اتحاد ندارند و وقتی لر زاده ای به منصبی می رسد برخی هم تبارانش بجای شعف و خوشحالی سعی دارند تا او را از این جایگاه پایین بکشند.

بجای آنکه دست بدهیم و نردبان هم باشیم گاهی وقت ها نردبان از پای همدیگر برمی داریم.

چرا میرزان کوچک خان جنگلی و ستار خان و باقرخان و رئیس علی دلواری در تاریخ امروز ما به نیکی یاد می شوند اما بیشمار دلاور لر نام و نشانی ندارند؟

براستی مقصر این فاجعه تاریخی و این همه اجحاف به قوم لر کیست؟

جالب توجه است که استان های لرستان، چهارمحال بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، ایلام، بخشی از استانهای  ُقزوین ُگیلان  فارس، بخشی از استان خوزستان، بخشی از استان همدان و......را قوم لر شامل می شود.

آیا جز این بوده که با همین غریب پرستی و خود گریزی امروز استان های لر نشین محروم ترین استان های کشور هستند علیرغم این که این استان ها از نظر مواهب طبیعی  و سرمایه انسانی اول هستند.

ای کاش لرها با هم متحد بودند و بجای آنکه زیر پای هم را خالی کنند، به هم کولی بدهند تا بالا روند و دست هم را بالا بکشند و رئیس جمهور و وزیر و مدیر داشته باشند و چهره زشت فقر را برای همیشه از مناطق لر نشین پاک کنند. انشاله



تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 272
نویسنده : webattraction
 

سلمان نامه
 
سلمان مالمیر چگینی  در دهه 1290 شمسی در قریه کوگیر سفلی چشم به جهان گشود . نام  پدرش امید و نام مادرش رزین تاج و برادرش مظفر بود پس از فوت  پدرشان دو برادر مجبور به مهاجرت چند ساله به روستا های لر نشین طارم علیا که اجدادشان نیز از همان حوالی بودند ، شدند در انجا سلمان علاوه بر کار  و خدمت به اربابان به مراتبی از علوم غربیه دست یافت پس از دوران کودکی  مجددأ به روستای زاد گاه خویش برگشت ولی اینبار او را به عنوان حلال مشکلات لاینحل می شناختند. او باپیشگویی ها و غیب گویی هایش شهره خاص و عام گردید . وی دعا نویسی نمیکرد و تنها با کشین خط بر روی زمین یا خیره شدن به دیوار و با استعانت از درگاه امام موسی بی جعفر یا حبیب بن جعفر (ع)به عالم اسرار پی میبرد . وی تا سن تقریبأ 45 سالگی مجرد ماند و بیش از 15 سال در تپه ای که امروزه به نام او شهرت دارد با ساختن عبادتگاهی از گل و سنگ  به مناجات با خدای خویش می پرداخت او به ویژه در شبهای جمعه با روشن کردن شمع و چراغ و سرودن اشعار پر محتوتای مذهبی حمد و ثنای معبود خویش را به جا می آورد.
مرحوم باقر می گوید : یک شب اورا تا عبادتگاهش مخفیانه تعقیب کردم ناگهان دو کودک و زن ناشناسی را دیدم که با او نیایش می کنند وقتی متوجه حضور من شد با ناراحتی به من گفت اگر شرح ماجرا را بگویی (به کسی) تورا برای همیشه  لال می کنم که باقر مرحوم هم می پذیرد و بعد از فوت شیخ سلمان فاش میکند .
از دیگر قدرتهای الهی او یافتن مکان  دقیق احشام و اموال مسروقه و مفقودی و شناسایی قاتل ، تلقین حیوانات اهلی در راستای فعالیت مفید تر و قابلیت تشخیص حلال از حرام و .... و آرزویش ساختن بارگاهی برای امامزادع ای بود که وی در انجا به مناجات می پرداخت.
شیخ سلمان که دائمأشال بر کمر داشت هنگام دادن اشیا ء به دیگران کمتر دست آنان را لمس می کرد و معمولا نقل و سکه و ... را از بالا به دست افراد می انداخت گویی همه ی افراد با او نامحرم هستند . او در سال های آخر عمرش با خانم سلطان مادر مرحوم باقر ازدواج کرد که بیش از 5 سال به طول نیانجامید و شیخ سلمان دارفانی را وداع گفت (1339 ه.ش) و آرامگاه ابدی او که در ضلع جنوبی امامزاده حسین قزوین قرار دارد سالها  مورد توجه مریدان وی قرار گرفت . روحش قرین رحمت حق باد.
ضمنأ کوه شیخ سلمان امروزه نیز همان حالت تقدس را داشته و هرساله هیأت عزاداران روستای کوگیر جهت عرض سلام و ادب در روزهای تاسوعا و عاشورا در دامان آن کوه به عزاداری می پردازند/.چ

تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 251
نویسنده : webattraction


تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 341
نویسنده : webattraction

سه بازی کسر مخصوص کلاس سومی ها
             



              


            


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران