عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

منوی کاربری

:: خوش آمدی : [Login_Name]
:: آخرین ورود:[Login_Date_Last]
:: نام کاربری : [Login_Username]
:: پنل کاربری
:: مشاهده پروفایل
:: ارسال پست جدید
:: ویرایش پروفایل
:: خروج از سایت
تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 285
نویسنده : webattraction
- يكي از بهترين راه ها براي غلبه بر تنبلي و انجام سريع تر كارها اين است كه قبل از شروع تمام چيزهاي مورد نيازتان در دسترس باشد.

- با تميز كردن فضاي كارتان طوري آغاز كنيد كه پيش رويتان فقط يك كار باشد.

- كارآمدترين افراد محيط كاري براي خود ايجاد مي كنند كه از گذراندن وقت در آن لذت ببرند.

- بايد قبل از همه چيز براي كار آماده باشيد.

- وقتي همه چيز مرتب و منظم باشد به كارتان بيش تر علاقه مند خواهيد شد.

- وقتي مي نشينيد و همه چيز آماده جلويتان قرار دارد، آماده كار كردن شويد و قيافه ي آدم هاي موفق را بگيريد. پشت تان را صاف كنيد، كمي از پشتي صندلي فاصله بگيريد و به سمت جلو متمايل شويد. طوري رفتار كنيد كه انگار شخصيتي كارآمد، موثر و بسيار موفق هستيد. سپس از اولين مورد كاري شروع كنيد و به خودتان بگوييد: «خوب برويم سر كار كردن» و به كار بچسبيد.

- وقتي كار را شروع كرديد، آن را آنقدر ادامه دهيد تا به پايان برسد.


تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 442
نویسنده : webattraction

- آب به آب مي خورد زور بر مي دارد.

اتحاد و همبستگي باعث قدرت است.


- آب حيات از دُم عقرب مجوي.

انتظار خوبي و نيكي از آدم بد نداشته باش.


- آب داشتي، تخم داشتي، تو بودي كه نكاشتي؟!

افسوس و شكستگي به حال كسي كه فرصتي بس مناسب از كف داده باشد.


- آب از بُنه تيره است.

عيب در اصل و پايه است.


منبع: كتاب «ضرب المثل هاي مشهور فارسي»    مجيد احمدي



تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 314
نویسنده : webattraction

بال چپ، بال راست

پیوسته به هم چون دست چپ و دست راست

روح تو و من در هم بسته اند.

گرمیم و شاد در همسایگی هم

چون بال چپ و بال راست

اما توفان که سر می رسد

چه فاصله ای می افتد میان دو بال!


پنجره من

چه بلند است پنجره من

با انگشت به آن نخواهی رسید.

خورشید بر صلیب بالای شیروانی ام

پا سست کرده است.

صلیب بر پنجره ام.

آرامش ـ برای همیشه

و گویی در گوری ام

کنده شده در دل آسمان.


حقیقت را می دانم

هر آنچه را که حقیقت است فراموش کن ـ من حقیقت را می دانم.

نیازی نیست مردم به پا خیزند

نگاه کن غروب سر رسیده است، چیزی به شب نمانده.

از چه می گویی، شاعران، عاشقان، حاکمان؟

باد آرام گرفته است و زمین نمدار از شبنم

توفان ستاره ها رو به آرامی ست

و دیری نمی پاید ما در زیر خاک، پلک بر هم نهیم

مایی که در روی خاک، خواب را بر یکدیگر حرام کرده ایم.


شاعر: مارینا تسوه تایوا

منبع: کتاب « تراشه ای باریک از آوازی

انتخاب و ترجمه : احمد پوری





تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 251
نویسنده : webattraction


هر هزارسال، یک بار فرشته ها قالی جهان را در هفت آسمان می تکانند
تا گرد وخاک هزارساله اش بریزد وهربار با خود می گویند:
این نیست قالی که انسان قرار بود ببافد
این فرش فاجعه است...
با زمینه سرخ خون...
و حاشیه های کبود معصیت...
با طرح های گناه و نقش برجسته های ستم...
فرشته ها گریه می کنند و قالی آدم را می تکانند
و دوباره با اندوه بر زمین پهنش می کنند.
رنگ در رنگ... گره در گره... نقش در نقش...
قالی بزرگی است زندگی...
که تو می بافی و من می بافم و او می بافد
همه بافنده ایم
می بافیم و نقش می زنیم
می بافیم و رج به رج بالا می بریم
می بافیم و می گستریم.
دار این جهان را خدا به پا کرد و خدا بود که فرمود: ببافید و آدم نخستین گره را بر پود زندگی زد.
هر که آمد گره ای تازه زد و رنگی ریخت و طرحی بافت.
چنین شد که قالی آدمی رنگ رنگ شد
آمیزه ای از زیبا و نازیبا...
سایه روشنی از گناه و صواب...
گرهِ تو هم بر این قالی خواهد ماند
طرح و نقشت نیز...
و هزارها سال بعد آدمیان برفرشی خواهند زیست که گوشه ای از آن را تو بافته ای.
کاش گوشه ای را که سهم توست زیبا تر ببافی...


تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 260
نویسنده : webattraction

با سلام به دوستان عزیزم.

امروز صبح وقتی با همسرم رفته بودیم بیرون قدم بزنیم و از زیبایی های برف و منظره زیباش لذت ببریم. صحنه هایی دیدم که اصلا برام خوشایند نبود.

آقایونی دیدم که با یه تفنگ شکاری داخل شهر قدم میزدن و به گوشه و کنارها و هرجایی که خشک تر بود و از سرمای برف محفوظ تر بود نگاه می کردن تا شاید گنجشکایی که از سرمای زیاد پناه آورده بودن شکار کنن. برای من واقعا ناراحت کننده بود. چقدر زیباتر می شد که دونه ای براشون می ریختن یا حتی یه آب گرمی براشون می گذاشتن. 

موقع برگشت به سمت خونه انگار خدا خواست ما را امتحان کنه.  وسط خیابون گنجشکی دیدم که انگار یخ زده. به سمتش رفتم و دیدم تکون نمی خوره و فقط پلکاش بالا و پایین میره. تو دستام گرفتمش تا بیارم خونه ، شاید حالش خوب بشه.

وقتی نزدیک خونه رسیدیم احساس کردم حالش بهتره چون صدای قلبش رو تازه می شنیدم. کم کم وقتی سرحال شد شروع کرد به تلاش برای فرار از بین دستام. وقتی ولش کردیم پرواز کرد و رفت سمت آسمون.

خیلی خوشحالم و احساس میکنم امروز حداقل برای نجات یه گنجشک مفید بودم.

دلم می خواد نظر شما رو هم بدونم. شما بودید از این فرصت که براتون بوجود آمده چطور استفاده می کردین؟ شکارشون می کردین و یه کباب خوشمزه برای خودتون درست می کردین یا کمک شون می کردین تا این سرما سخت پشت سر بزارن؟



تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 313
نویسنده : webattraction







 


شهر ساحلی کلاچای (استان گیلان)

در ضمن می توانید عکس های بیشتر را در وبلاگ http://photomehran.persianblog.ir ببینید.


تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 279
نویسنده : webattraction
- ببين نياز به آموختن چه چيزي داري تا بتواني كارت را به نحو احسن انجام دهي.

- مهم ترين كارهايي كه بايد انجام دهيد را بشناسيد و همواره مهارت هايتان را در حوزه هاي كليدي نتايج ارتقا دهيد.

- بهبود شخصي و حرفه اي يكي از بهترين عوامل صرفه جويي در زمان است.

- اجازه ندهيد ضعف يا عدم توانايي در هر حوزه باعث عقب افتادگي شما در كار و زندگي شود.

-خوشبختانه هر مهارتي را كه براي كارآمدتر و موثرتر شدن لازم داريد مي توانيد بياموزيد.

- در رشته كاريتان همواره دانش آموز باقي بمانيد. مدرسه براي حرفه اي ها هرگز پايان ندارد.

- مهارت هاي كليدي مورد نيازتان را به عنوان هدف مشخص كنيد، برنامه ريزي كنيد و شروع به افزايش توانايي هاي خود در آن حوزه كنيد.

- تصميم بگيريد تا در آن چه كه انجام مي دهيد بهترين باشيد.

- آقاي پارت رايلي مي گويد: اگر شما بهتر نمي شويد، بدانيد كه بدتر مي شويد.


تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 294
نویسنده : webattraction
- بيرون خونت منتظرتم.
دارم نگاهت مي كنم،
بهت نگفتم تا حالا
خيلي برات دلواپسم!
خيلي دوست دارم!
بيرون خونه منتظرت مي مونم
ولي عزيزم
اي كاش تو قلبت جا بگيرم.


- يه مربع خسته
كنار كلبه مستطيلي اش
آروم نشسته
مثلث افتاد پايين
خورد توي سرش
آي!
مربع زخمي داد زد:
دارم مي ميرم ، ببريدم درمونگاه
دايره داشت رد مي شد از اونور
اومد و بردشون درمونگاه.


- ديشب يه خوابي ديدم
گذاشتمش تو يخچال
تا 50 سال ديگه

كه پير شدم
تو آب حلش كنم
و پاهامو بذارم اون تو
و از گرمي خيالش، حال بكنم!


- يه ذره ديگه كيك بخورم، مي ميرم!
اگه نخورم هم مي ميرم!
حالا كه قرار بميرم
پس يه ذره ديگه مي خورم
گور باباي دنيا!
واي كه چه حالي ميده!


- اگه بايد ظرف ها رو خشك كني
كه واقعا مزخرف و كسالت بار
اگه بايد ظرف ها رو خشك كني
به جاي اينكه بري خريد كني
اگه بايد ظرف ها رو خشك كني
اتفاقي يكيش رو زمين بزن و بشكن
ديگه نمي ذارن ظرف ها رو خشك كني!


تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 257
نویسنده : webattraction

ﻗﺎﻟﯽﺑﺎﻓﯽ ﺩﺭﺗﺎﻟﺶ ﺻﻨﻌﺘﯽ ﻧﻮﭘﺎﺳﺖ ﻭ ﭼﻨﺎﻥ ﭼﻪ ﺩﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﺮ ﻋﻼﻗﻪﻣﻨﺪ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻗﺎﻟﯽ ﺑﺎﻓﯽ ﺍﺷﺘﻐﺎﻝ ﻭﺭﺯﯾﺪﻩﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻧﻘﻼﺏ؛ ﺟﻬﺎﺩﺳﺎﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﺗﺮﻭﯾﺞ ﺻﻨﻌﺖ ﻗﺎﻟﯽ ﺑﺎﻓﯽ ﺩﺭ ﻧﻘﺎﻁ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﮔﯿﻼﻥ ﺍﻗﺪﺍﻣﺎﺗﯽ ﺭﺍ ﺁﻏﺎﺯ ﮐﺮﺩ . ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﻮﭘﺎ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﺮ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﮔﯿﻼﻥ ﻃﺮﺡﻫﺎﯼ ﺑﺎﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﯽﻫﺎ ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﺍﺣﯽﻫﺎﯼ ﺍﺳﺘﺎﻥﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺳﺖ.

ﺩﺍﺭﻫﺎﯼ ﻗﺎﻟﯽﺑﺎﻓﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻋﻤﻮﺩﯼ ﺍﺳﺖ . ﭼﻠﻪﮐﺸﯽ ‏( ﭘﯿﭽﯿﺪﻥ ﺗﺎﺭ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺩﺍﺭ ‏) ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽﺷﻮﺩ . ﺗﺎﺭﻫﺎﯼ ﺯﯾﺮ ﻭ ﺭﻭ ﺗﻮﺳﻂ ﭼﻮﺏ ﮐﻮﺟﯽ ﻣﺸﺨﺺ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﺎﻓﺖ ﻗﺎﻟﯽ ﺑﺎ ﮔﻠﯿﻢ ﺑﺎﻓﺖ ﺍﺑﺘﺪﺍﯼ ﮐﺎﺭ ﻭ ﮔﺮﻩﻫﺎﯼ ﺗﺮﮐﯽ ﯾﺎ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺁﻏﺎﺯ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﭘﺲ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺭﺝ ﺑﺎﻓﺖ ﺩﻭ ﭘﻮﺩ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﮔﺮﻩﻫﺎ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﺩﻓﺘﯿﻦ ﺯﺩﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ . ﺷﯿﺮﺍﺯﻩﭘﯿﭽﯽ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﺘﺼﻞ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺭﺝ ﺑﺎﻓﺖ ﻭ ﭘﻮﺩﮔﺬﺍﺭﯼ ﺑﺎﻻ ﻣﯽﺭﻭﺩ . ﻋﻤﺪﻩﯼ ﻧﻘﻮﺵ ﮔﻠﯿﻢﺑﺎﻓﯽ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﮔﯿﻼﻥ؛ ﻟﭽﮏ ﺗﺮﻧﺞ، ﻧﻘﻮﺵ ﺩﺍﻧﻪ ﺑﯿﮕﯽ، ﮔﻞ ﻭ ﺑﻮﺗﻪ، ﻧﻘﺶ ﺧﺮﭼﻨﮓ، ﻧﻘﺶ ﺣﻮﺽ ﻭ ﻧﻘﺶ ﺳﻪ ﺣﻮﺽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﯿﺶﺗﺮ ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯﻣﻨﺎﻃﻖ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺳﺖ . ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﻧﻘﻮﺵ ﺑﺎﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﮔﻠﯿﻢﻫﺎ ﻧﯿﺰ ﺫﻫﻨﯽﺑﺎﻑ ﺍﺳﺖ .

ﺟﺎﺟﯿﻢﺑﺎﻓﯽ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﺤﺪﻭﺩ ﺩﺭ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺳﺘﺎﻫﺎﯼ ﺗﺎﻟﺶ ﻧﺸﯿﻦ ﺑﺎﻓﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﯿﺶﺗﺮ ﺟﻨﺒﻪﯼ ﺧﻮﺩ ﻣﺼﺮﻓﯽ ﺩﺍﺭﺩ . ﺑﺎﻓﺖ ﻗﺎﻟﯽ، ﮔﻠﯿﻢ ﻭ ﺟﺎﺟﯿﻢ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺧﺎﺹ ﺗﻮﺳﻂ ﺯﻧﺎﻥ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﻭ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺍﺯ ﺁﺳﺘﺎﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺍﺭﺩﺑﯿﻞ ﻣﯽﺭﻭﯾﻢ ﺑﺮ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺑﺎﻓﻨﺪﮔﺎﻥ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﯽﺷﻮﺩ . ‏(ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻧﻘﻮﺵ ﺑﺎﻓﺘﻪﻫﺎﯼ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﮔﯿﻼﻥ، ﻣﯿﻨﻮ ﺟﻌﻔﺮﯼ ﮐﯿﺎﺳﺮﺍﯾﯽ، ۱۳۷۲، ﺍﺳﺘﺎﺩﺍﻥ : ﺣﺴﯿﻦ ﯾﺎﺭﯼ، ﺯﻫﺮﺍ ﺗﺠﺮﯾﺪﯼ ‏) ﺩﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺟﺎﺟﯿﻢ ﻭ ﺟﺎﺟﯿﻢ ﺑﺎﻓﯽ ﺑﻪ ﻭﻓﻮﺭ ﺩﺭ ﺗﺎﻟﺶ ﺭﺍﯾﺞ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .

ﺍﮐﺜﺮ ﻣﺴﺎﮐﻦ ﻣﺘﺤﺮﮎ ﮐﻮﭼﻨﺪﮔﺎﻥ ﺑﺎ ﺟﺎﺟﯿﻢ ﻓﺮﺵ ﻣﯽ ﺷﺪ. ﮔﻠﯿﻢ ﻭ ﺟﺎﺟﯿﻢ ﺩﺭ ﺍﺻﻞ ﯾﮏ ﮐﺎﻻﯼ ﺭﻭﺳﺘﺎﺋﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻭ ﺭﻭﺳﺘﺎﺋﯿﺎﻥ ﺑﺎﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺑﺪﻭﻥ ﺗﺮﺩﯾﺪ ﺍﻧﮕﯿﺰﻩ ﺑﺎﻓﺖ ﮔﻠﯿﻢ ﻭ ﺟﺎﺟﯿﻢ ﻧﯿﺎﺯ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺭﻭﺳﺘﺎﺋﯽ ﻭ ﺷﺒﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﻻ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺮﺱ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﻮﺍﺩ ﻭ ﻣﺼﺎﻟﺢ ﻻﺯﻡ ﭘﯿﺪﺍﯾﺶ ﺍﯾﻦ ﺻﻨﻌﺖ ﻭ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﻮﺟﺐ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

ﺑﺎ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﺩﻗﺖ ﺭﻭﺷﻦ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺎﻫﯿﺖ ﺍﺳﺎﺳﯽ ﺑﺎﻓﻨﺪﮔﯽ ﺭﻭﺳﺘﺎﺋﯽ ﻭ ﺧﺼﻠﺖ ﺳﻨﺘﯽ ﻭ ﻣﺼﺮﻓﯽ ﺁﻥ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻬﻦ ﺗﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﭼﺸﻤﮕﯿﺮﯼ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﺩﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺭﻭﺳﺘﺎﺋﯿﺎﻥ ﺩﺳﺘﺒﺎﻓﺘﻬﺎﯾﯽ ﭼﻮﻥ ﮔﻠﯿﻢ، ﺟﺎﺟﯿﻢ، ﺧﻮﺭﺟﯿﻦ ﻭ ﻧﻈﺎﺋﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺮﺿﻪ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺗﻬﯿﻪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺼﺎﺭﻑ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻗﺮﺍﺭﻣﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ . ﺍﯾﻦ ﮐﺎﻻﻫﺎ ﮔﻬﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻓﺮﺁﻭﺭﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺍﺿﺎﻓﯽ ﺩﺭ ﺩﺍﺩﻭ ﺳﺘﺪﻫﺎﯼ ﭘﺎﯾﺎﭘﺎﯼ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﺤﻠﯽ ﺭﺩ ﻭﺑﺪﻝ ﻣﯽ ﺷﺪ . ﺍﻣﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ، ﺑﺎﻓﻨﺪﮔﺎﻥ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻧﯿﺎﺯﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺩﺳﺘﺒﺎﻓﺘﻬﺎﯼ ﺯﯾﺒﺎﺋﯽ ﺟﻬﺖ ﻋﺮﺿﻪ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺗﻬﯿﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ .

متن : سرکار خانم پور رستم

تهیه و تنظیم : مهدی پور (وبلاگ نصیرمحله)


تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 365
نویسنده : webattraction

این روستا در مختصات طول جغرافیایی 49 دقیقه و 25 ثانیه و عرض جغرافیایی 37 دقیقه و 4 ثانیه و ارتفاع 70 متر از سطح دریا ، روستایی پایکوهی محسوب میشود .

رودخانه امامزاده ابراهیم از شرق آن می گذرد . این روستا در مسیر امامزاده اسحاق واقع است .

کوه خون یا خون یاب در جن.ب غربی و کوچ دره در جنوب شرقی و سنگ دره در شمال شرقی آن واقع است .

زبان مردم آن تالشی - گیلکی است . کار مردم این سامان کشاورزی ، دامداری ، پرورش کرم ابریشم و پرورش زنبور عسل و فراورده های آن برنج و چای است . ((این روستا با ده باب خانه در سال 1330هجری جزء چوبر بود ))

مبارک آباد زادگاه یکی از پهلوانان معروف و خوشنام ، پهلوان عیسی یوسفی است (وی در سال1378 از دنیا رفت )

این روستا در سال 1379 دارای 219 هکتار  برنج زار ، 6 هکتار باغ چای و 15 هکتار توتستان بود.

بر اساس آمار سال 1385 مبارک آباد دارای 94 خانوار با 297 نفر جمعیت که 196 نفر از افراد بالای 6 سال آن باسواد می باشند .

مبارک آباد دارای مسجد ، شورای اسلامی روستا ، برق ، خانه ی بهداشت ، به ورز و دبستان می باشد . دبستان دولتی این روستا در سال 1327 تاسیس شد.

منبع : کتاب تاریخ شفت ( نادر افشاریان )

گردآورنده : وبلاگ نصیرمحله

کپی برداری از این مطلب با ذکر نام ( وبلاگ نصیرمحله ) بلامانع است .


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران