عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : شنبه 14 آذر 1394
بازدید : 158
نویسنده : webattraction
 

من مرخّصی گرفتم و به شهر آمدم
جنگ
مثل اینکه ناگهان تمام شد
من
در غبار شهر گم شدم
در میان مردمی که زندگی برایشان
جنگ نابرابر همیشگی ست

از شما برای من
خاطرات مه گرفته ای به جای ماند

من خیال می کنم شما هنوز
در میان خاکریزها
مانده اید
هیچ یک از شما
اهل گم شدن
در میان ازدحام و دود
در شلوغی کبود شهرها نبود

یک گوَن
با گل ظریف رسته در آپارتمان
یک جگن
با گیاه رسته در میان باغ و بوستان
فرق می کند

بی گمان هنوز
مثل ابر
مثل سایه
مثل شط
چون نسیم
در میان قله های برفگیر غرب
در میان دشت آفتابی جنوب
مانده اید

آه اگرنمانده اید
من چرا
در ازدحام کوچه ها
سالهاست
هیچ چهره ای شبیه چهرۀ شما ندیده ام!

 

 


تاریخ : شنبه 14 آذر 1394
بازدید : 177
نویسنده : webattraction
 


بی تو


اما  از  حضور عشق سرشارم


هیچ و پوچم


عشق می گوید که بسیارم


***


یادمان روزهای با تو بودن را


مثل مرهم


روی قاب خاطرات زخمی ام باید که بگذارم


ناز لبخند همیشه شرمگینت را


جز دل آیینه ها با هیچ کس دیگر بنسپارم


***


مثل ابرآبستن باران نیسان


این که می گویند بر هر درد درمان است


می شود سلول سلول تن من چشم


و تمام هستی ام را


نذر لبهای تو می بارم


گوش نامحرم کر و چشم هریمن کور


حال و احوال خوشی دارم


هست این پاداش ایامی که با آیینه ها یارم.

 


تاریخ : شنبه 14 آذر 1394
بازدید : 198
نویسنده : webattraction

 

 

تو را ديدم 

طپش در  سينه بشنيدم 

نوشتم قصه اي از عشق ِ بي فرجام 

و بر احوال ِ خود با  ابر ِ بغض آلود باريدم 

به صبحي زخم ِ قلبم را نمك پاشانده بي رحمانه  خنديدي 

منم تا شب به جشني در رخت مستانه خوش بودم  وَ  گريان ديده خنديدم 

كبوتر، نامه  از  دستان ِ چونان  پونه  اما  ظالمت  آورد 

چو خواندم هر سخن بر  دفتري از  غم نگاريدم 

دروغين خوانده بودي عشق ِ بر  حقم

ستمكارت بناميدم 

و زاريدم 

 

 


تاریخ : شنبه 14 آذر 1394
بازدید : 217
نویسنده : webattraction

هفت سین ( زلال نو روز )

 

 

سیب و سنجد را بیار 

نرم نرمک می رسد عـطـر ِ بـهـار 

یاس و نسرین و شقایق , جمله رقصان گشته اند 

بـا وزش هـای نـسـیـمی خوش ,  شـود هـر آشـیـانـی نـونـوار 

هـفـت سـیـنـی پـهـن گـشـت امـا کـسـی آگـه نـبـود از مـاهـی ِ بیچاره روز 

او بـه آرامـی نـشـسـتـه کـنـج ِ تُـنـگـش , بـیـخـبـر از عـیـد ِ نـوروز اسـت دائـم بیقرار 

در خـیـالـش روی امـواجـی زلال و بـیـکـران , این سو وَ آن سو می پرد 

در کـنـار ِ مـاسـه هـای ِ نـرم ِ سـاحـل ,  شـادمان در انتظار 

می رود هـمـراه ِ مـعـشـوقـش بـه دریـاهـای دور 

دسـت ِ خـود را می گذارد دست ِ یار 

هـر دو بـر موجی سوار 

*

روزگــــــــــاری آب بـود 

غـصـه اش در قـعـر ِ دریـا خـواب بـود 

آسـمـان بـود و هـوایـی پـاک ,  بـی گـــرد و غـبـار 

هـر شـبـانـگه وعـده ی دیـدار ِ او بـا هـمـدمـش ,  مـهـتـاب بـود 

راه ِ دور و موی بور و حور و نور ,  سور و شور و جمع ِ جور افسوس تور 

آخـریـن دیـدارشـان در لا به  لای دام ِ صـیـادی ســتــمــگـر ,  عـمـق ِ یـک گـرداب بـود 

آسـمـان آن شـب بـرای هـر دو مـاهـی ,  تـا سحرگه گریه کرد امـا چـه سود 

تُــنــگ ِ هـر یـک بـهـر ِ زیـبـایـی ِ مــنــزل هـا ,  مثال ِ قاب بـود 

نــاگــه از یــادش بــرون مــی آیــد و گــویــد دریــغ 

آن زمــان افــســانــه ای نـایـاب بـود 

روزگـــــــــاری نـاب بـود 

*

ســکــه و ســبــزه نـهـاد 

بـر سـر ِ سـفـره اش آن صـیـاد ِ شـاد 

کــوچــه و بــازار خــلــوت ,  کــل ِ مــردم مــنــتــظــر 

رنـگ ِ روی ِ حـاج فـیـروزی عـیـان شـد ,  مـشـکـی اش را بـرده بـاد 

یــا مــقــلــب الــقــلــوب آهـسـتـه بـر مـاهـی رسـیـد و رنـگ ِ رویـش شـد سـپـیـد 

زیــر ِ لـب بـا رب بــگــویــد بـهـر ِ چـه مـادر مـرا از اولـش ,  بـیـچـاره ای ایـن گـونـه زاد 

گــــویــــیــــا پـــروردگـــارش از تـــمـــام ِ عـــالـــم و آدم بــــه او دارد نـــگـــاه 

قـطـره اشـکـی عـمـق ِ تُـنـگ ِ تَـنـگـش از چـشـمـان ِ خـونینش فتاد 

پــیــکــر ِ بــیــجـان شـده ,  آهـسـتـه آمـد روی ِ آب 

نــاگــهــان اخــبــار ایــن پــیــغــام داد 

عــیــدتــان پـیـروز بـاد 

 

 

 


تاریخ : شنبه 14 آذر 1394
بازدید : 229
نویسنده : webattraction

چه انشای قشنگی!

 

تمام کلماتم  کبوتر شده امروز

چه صبحی! چه عطری ! چه هوایی!

عجب منظره هایی!...

نه در هست

نه دیوار

نه خوابم

نه بیدار

کسی با سبدی از کلمه آمد و در زد

دلم باز

پرنده شد و در زد

به چشمم همه جا باغ و چمن شد

گلی مادر من شد

تمام کلماتم

کبوتر شده امروز

مدادم

در احساس پریدن

شناور شده امروز

دو باره من و یک دفتر صد برگ

من و کاغذ رنگی

چه صبحی! چه پرواز بلندی! چه انشای قشنگی!..

 

 


تاریخ : شنبه 14 آذر 1394
بازدید : 195
نویسنده : webattraction

 

 

با تو ام ای یار

پیش رویت گل نهم بسیار

روزه ام را با تو اینجا می کنم افطار

نازنینم بوی آغوش تو ما را مست می سازد

انتظار و منتظر تــا  لحظه ی دیدار

در کنارت تا سحر بیدار

تو مـرا دلدار

 

 


تاریخ : شنبه 14 آذر 1394
بازدید : 190
نویسنده : webattraction

 

Ягонаам, салом
Умеди ҷовидонаам, салом
Хуш омади ба куи ёри мунтазири хеш
Ба навбаҳори сабзи ишқи поки пурҷавонаам,салом
Хуш омадӣ бар ин сукути шоми тори дил,
Ту шабчароғи хонаам, салом
Нишонаам, салом

 

***

 

یگانه ام، سلام

امید جاویدانه ام، سلام

خوش آمدی به کوی یار منتظر عزیــــز!

به نوبهار سبز عشق پاک  پر جوانه‌ام ، سلام

خوش آمدی بر این سکوت شام تار دل،

تو شبچراغ خانه ام، سلام

نشانه‌ام، سلام

 

***

 

دریغِ رفتن از برت

 

*

 

دریغِ رفتن از برت،

ندیده چشم انتظار بر درت

دریغِ رفتن از کنار تــو بــه  کوی ناكجا،

دریـغ آن کــه در پی خطا بــه خس نموده ام  بـرابـرت

جفا به جان خویش کرده ام ،همان دقیقه‌ای، که ساده از تو رفته‌ام،

ر‌ها نموده ام تو را ز خود به كنج تنگ و سرد بسترت

دریغِ رنج‌های داده ام ،حبیب من ، ببخش،

شدم مسبب دو دیده ی ترت،

شكسته بال باورت

 


تاریخ : شنبه 14 آذر 1394
بازدید : 177
نویسنده : webattraction
اولین بار که گفتم دوست دارم برام سخت بود

شاید عشق من مسخره ترین عشق دنیا بود منظورم نه خود عشقم بلکه روش عاشقیمه

مثل ماهواره فقط دور

متاسفانه باید اقرار کنم من دیگه نمیتونم برگردم یعنی نازنین برنگرد

من خیلی عوض شدم

از اون کاری که خواستی اومدم بیرون

ولشون کردم

میدونم امسال کنکور داری

راستی بچه ها نازنین هر بار توی ازمون نفر اول شهرشون میشه

این دختر کسی بود که منو وادار کرد برنامه نویسی یاد بگیرم

ودار کرد دوست داشته باشم خودمو

من ادم خیلی خوبی نبودم ولی خوب عشق خوبی داشتم که حق من نبود

این روزا دیگه هیچکس برام مهم نیس

فقط دنبال یه گوشم که بشنوه

ولی اونم زیاد مهم نیس

گوش هایی زیادی هستن که میشنون ولی خاصیت گوش کر رو دارن

فقط میگن الهی ،عزیزم ،بمیرم و...

اما تا حالا گفتن ادم شو

نه نگفتن برام مهم نیس دیگه

سه روزه میخوام اینجا به خودم نامه بنویسم ولی متاسفانه گم شدم

لطفا منو پیدا کنید

 

نویسنده این مطلب گمشده است اگر او را پیدا کردید کمک کنید در تاریکی غرق شود

به غرق کننده هدیه داده میشود

 

امضا : ادم اهنی


تاریخ : شنبه 14 آذر 1394
بازدید : 248
نویسنده : webattraction
کار پایین اصلش سیاه و سفید بوده که درستش کردم بعد مدت ها بی کاری بازم شروع کردم

 


تاریخ : شنبه 14 آذر 1394
بازدید : 181
نویسنده : webattraction
انقدر دلم گرفته که نگو

از بعضی ادما چیزایی دیدم که نگو

حس میکنم فقط یه بار اضافم

با بعضی ها وقتی حرف میزنم حس میکنم طرف فقط میخواد بره

بعد که بهش میگم مزاحمم میگه نه

میگم مطمئن میگه اره

ولی از اخرش میره

تو دلم یه حرفایی دارم یه نگرانی هایی که به هر کی میگم نمیشونه

این روزا چیزایی رو میشنوم که حالم ازشون بهم میخوره

حالم از تکرار شدن به هم میخوره

از دوباره اومدن

 

من خستم

 

من کر شدم

 

من ...


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران