عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

منوی کاربری

:: خوش آمدی : [Login_Name]
:: آخرین ورود:[Login_Date_Last]
:: نام کاربری : [Login_Username]
:: پنل کاربری
:: مشاهده پروفایل
:: ارسال پست جدید
:: ویرایش پروفایل
:: خروج از سایت
تاریخ : جمعه 13 آذر 1394
بازدید : 237
نویسنده : webattraction

فرا فراگیری حدیث زیر را نسبت به افراد و زمانهای دیگر ، بررسی کردم دوست داشتید مطالعه بفرمایید.

این روایت به دو سند با اختلاف اندکی نقل شده است: 1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى عَنْ أُمِّهِ وَ أُمِّ أَحْمَدَ بِنْتِ مُوسَى قَالَتَا كُنَّا مَعَ أَبِي الْحَسَنِ ع بِالْبَادِيَةِ وَ نَحْنُ نُرِيدُ بَغْدَادَ فَقَالَ لَنَا يَوْمَ الْخَمِيسِ اغْتَسِلَا الْيَوْمَ لِغَدٍ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَإِنَّ الْمَاءَ بِهَا غَداً قَلِيلٌ فَاغْتَسَلْنَا يَوْمَ الْخَمِيسِ لِيَوْمِ الْجُمُعَةِ ؛ (1) 2- فَقَدْ رَوَى الْحَسَنُ بْنُ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع عَنْ أُمِّهِ وَ أُمِّ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى ع قَالَتَا كُنَّا مَعَ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع- فِي الْبَادِيَةِ وَ نَحْنُ نُرِيدُ بَغْدَادَ فَقَالَ لَنَا يَوْمَ الْخَمِيسِ- اغْتَسِلَا الْيَوْمَ لِغَدٍ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَإِنَّ الْمَاءَ غَداً بِهَا قَلِيلٌ قَالَتَا فَاغْتَسَلْنَا يَوْمَ الْخَمِيسِ لِلْجُمُعَة(2) ترجمه :حسن بن موسى بن جعفر عليهما السّلام از مادر خود و مادر احمد بن موسى (ع) روايت كرد كه آن دو گفتند: در بيابان همراه موسى بن جعفر (ع)بوديم و مي خواستيم به بغداد برويم، آن حضرت در روز پنجشنبه به ما فرمود: همين امروز براى فردا- كه روز جمعه است- غسل كنيد كه فردا به جايى خواهيم رسيد كه آب كم است. همسران آن حضرت گويند: ما روز پنجشنبه براى جمعه غسل كرديم. فراگیری این حدیث بسیار مناسب است و برای تمام افراد مسلمان و تمام زمان ها قابل اجراء است. بد نیست نظر فقهای عظام را هم در این مساله مطرح نماییم: زمان غسل جمعه، از اذان صبح جمعه است تا ظهر، بهتر است نزدیک ظهر به جا آورده شود، اگر تا ظهر انجام ندهد، بهتر است که بدون نیت ادا و قضا تا عصر جمعه به جا آورد . اگر در روز جمعه غسل نکند، مستحب است از صبح شنبه تا غروب قضاى آن را به جا آورد. کسی که می ترسد در روز جمعه آب پیدا نکند، می تواند روز پنجشنبه غسل را انجام دهد، بلکه اگر در شب جمعه غسل را به امید آن که مطلوب خداوند عالم است به جا آورد، صحیح است، مستحب است انسان در موقع غسل جمعه بگوید: اشهد ان لا اله الا الله وحده لاشریک له و ان محمدا عبده و رسوله.اللهم صل على محمد و آل محمد و اجعلنى من التوابین و اجعلنى من المتطهرین (4) پی نوشت: 1. شيخ كلينى‏، الكافي‏، ناشر اسلاميه‏، تهران‏، سال 1362 ش‏، نوبت دوم‏، ج3، ص 42 . 2. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه‏،ناشر جامعه مدرسين‏ قم‏، سال 1404 ق‏،نوبت دوم‏ ج‏1، ص 112. 3. شیخ صدوق ،من لا يحضره الفقيه ،ترجمه غفارى‏،نشر صدوق‏،تهران‏،سال 1367 ش‏،نوبت اول‏، ج‏1، ص 147 . 4. توضیح المسائل مراجع، ج 1، مسئله، 644؛ مکارم ناصر شیرازی ،توضیح المسائل مسئله 608؛ امام خمینی، توضیح المسائل، مسئله644.

در بررسی این حدیث در نگاه اول شاید این مطلب به ذهنمان برسد حکمی که در این شرایط صادر شده را می توان در شرایط و زمان مشابه برای افراد دیگری نیز بکار برد اما با نگاهی دقیق تر به احادیث و آسیب هایی که حدیث با آن گریبان گیر است می تواند در پاسخ به این سوال بیان نمود که تعمیم نابجا و سرایت دادن حکم ویژه ی یک دسته از افراد ، به اشخاص دیگر ، تعدی و رویکرد افراطی در برابر رویکرد تفریطی جمود بر لفظ است. در نتیجه نمی توان این مطلب در این حدیث را برای شرایطی مشابه آن بکار برد.


تاریخ : جمعه 13 آذر 1394
بازدید : 204
نویسنده : webattraction

بيانات در ديدار مردم آذربايجان‌

در آستانه سالروز قیام 29 بهمن 1356 مردم تبریز

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم‌
خوشامد عرض ميكنم به همه‌ى شما برادران عزيز، خواهران عزيز، جوانان عزيز؛ مخصوصاً خانواده‌هاى معزز شهدا، دانشوران، علما، مسئولان، كه اين راه دور را طى كرديد و هديه‌ى ارزشمند محبت و لطف و پيام استقامت مردم عزيز آذربايجان را به اين مناسبت به اينجا آورديد. اميدواريم خداوند متعال به همه‌ى شما لطف كامل و فراوان و رحمت شامله عنايت فرمايد. و همين جا به وسيله‌ى شما برادران و خواهران عزيز سلام عرض ميكنم به همه‌ى مردم آذربايجان و تبريز، مرد و زن مؤمن؛ كه حقيقتاً حضور آذربايجان و تبريز و ديگر شهرهاى آن منطقه، در همه‌ى دورانهاى گذشته‌ى ما، از صد سال، صد و پنجاه سال قبل تا امروز، در حركت ملت ايران، تعيين‌كننده بوده است. امروز هم همين جور است. شماها هستيد كه با همت خودتان، با غيرت خودتان، با ايمان خودتان، با عزم راسخ خودتان، توانسته‌ايد عزت اين كشور و اين ملت را در مقابل دشمنان حفظ كنيد. هر روز هم كه گذشته است، جلوه‌ى آذربايجان در عرصه‌هاى گوناگون بيشتر شده است. سى و پنج سال از ۲۹ بهمن سال ۵۶ ميگذرد. آذربايجان، امروز از جهت ايمان، استقامت، بصيرت و ايستادگى، حتّى از آن دوران مهم و سرنوشت‌ساز هم جلوتر است. اين همه توطئه، اين همه بدخواهى براى جدا كردن احساسات بعضها و بخشهاى مختلف اين ملت، اثرش درست بعكس بوده است. شما بوديد كه توانستيد هميشه پيشگام و پيشرو باشيد. در واقع شما هستيد كه لنگر آرامش اين كشوريد. در واقع آنطور كه شما در شعرتان گفتيد، بنده عرض ميكنم: «آرامِ دل ايران سيزلر سيز».(۱)
 


تاریخ : جمعه 13 آذر 1394
بازدید : 246
نویسنده : webattraction
تغییرات بار ارزشی یعنی چه ؟؟


تحول زبان ، گاه بدین گونه است که معنای واژه تفاوت چندانی نمی یابد؛ بلکه بار ارزشی آن تغییر می یابد .

با حدیثی از پیامبر بیان خواهیم کرد تا معنای بار ارزشی بیشتر جا بیافتد.

ایاکم والتعمق فی الدین ، فان الله تعالی قد جعله سهلا ، فخذوا منه ما تطیقون.

مبادا در دین تعمق کنید ، که خدا متعالی آن را ساده قرار داده است ، پس هر اندازه که طاقت دارید از آن برگیرید.

در زبان عربی امروز «تعمق» به معنای « ژرف نگری و دوراندیشی در کار » و یا « فصاحت و دوراندیشی در سخن » است . در فارسی نیز این معنا ، مفهوم مثبت و ارزشمند شمرده می شود ، اما در عربی کهن و در نتیجه در حدیث این واژه بدین معنا نیست بلکه به معنای افراد و زیاده رویی است که مفهومی نکوهیده و ناپسند دارد.


تاریخ : جمعه 13 آذر 1394
بازدید : 210
نویسنده : webattraction

اشتراک در هیئت یعنی چه ؟؟

گاهی بکار رفتن یک واژه در چند معنا ، حاصل چند معنایی ماده آن نیست ؛ بلکه از مشابهت دو هیئت ، یک ماده و دو صیغه از یک ریشه پدید آمده است به طور مثال روایت یعقوب بن شعیب قال : سمعت اباعبدالله یقول : « من زار اخاه فی جانب المصر ابتغاء وجه الله فهو زوره ، و حق علی الله ان یکرم زوره »

در این حدیث واژه زور با تغییر در حرکت ، به تفاوت معنای واژه مب انجامد .در زبان عربی ، کم نیست هیئت های تقریبا هم شکلی که با تفاوت در حرکات ، معنایی متفاوت را می رسانند. واژه «زور» با دو حرکت مختلف آمده است. اگر حرف زاء مضموم باشد معنای باطل و بیهوده می دهد ولی اگر مفتوح باشد ، به معنای زائر خواهد بود ، چنان که در این روایت آمده است.


تاریخ : جمعه 13 آذر 1394
بازدید : 276
نویسنده : webattraction
مقدمه
در نگرش اسلام و بینش قرآنی، انسان باید در همه ی امور به خداوند توکل نماید و او را وکیل خود گرداند، انسان باید به اصل توکل توجه داشته و برای انجام هر عملی خدا را به عنوان علت کا مل در نظر بگیرد، در قرآن کریم برخی از امور به صورت مشخصی به عنوان اموری که مومنان به آن توکل کرده اند یا خداوند از مومنان خواسته است که در آن امور توکل کنند،آمده است .
همچنین در قرآن کریم برای توکل آثاری بیان شده است که گویای اهمیت و جایگاه آن در اندیشه توحیدی است و یکی از مهمترین نتایجی که قرآن برای توکل بیان می کند، آرامش است.با دقت در آیات قرآن و روایت اهل بیت درمی یابیم که: در امان ماندن از غرایز نفسانی وشیطانی و شر منافقان، بدون توکل برخدا، محال است
توکل در رابطه ی بین فرد با خدا مطرح و در اعمال انسان تأثیر داشته و رابطه فرد با خدا را نمایان می سازد. در حالیکه انسان رابطه ی خویش با خدا را از طریق دعا، استعاذه، انجام فرایض، و مستحبات نیز نشان می دهد.
 در توکل جنبه ای از رابطه فرد با خدا نمایان است که تلویحاً فرد متوکل پیش فرضهایی را پذیرفته است که مهمترین آنها باور و ایمان به قدرت، حکمت و شفقت خداوند به بندگانش می باشد. و همین جنبة اعتماد و ایمان است که رابطه ی توکل گونه را از انواع دیگر رابطه ها متمایز می کند. بخاطر همین درجه بالای توکل است که خداوند توکل کنندگان را دوست می دارد. و در قرآن می فرماید:
إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ آل عمران/۱۵۹
ترجمه« همانا که خدا توکّل کنندگان را دوست می دارد. »
لذا آدمی درهمه حال باید برخداتوکل نموده وخودرابه اوبسپارد،بی گمان خداوندنیز اورایاری خواهد ساخت .
هرگاه که ایمان آدمی زیاد شد وبه حدی ازکمال رسید وبرمقام پروردگارخویش وموقعیت خودآگاه شد ودریافت که تمامی اموربه دست خدای سبحان است وهم اوست یگانه ربی که تمام موجودات به سوی اوبازمیگردند، برخود واجب میداند براوتوکل کرده وتابع اراده ی اوگردد.به تعبیر زیبای قرآن کریم: (وعلی ربهم یتوکلون)
مومنان باید خدارا درتمامی امورحتی دراعمال خودبه عنوان وکیل برگزینند و بدانند تنها اوست که کانون قدرت است .
پس با استفاده از بررسی آیات و احادیث ، قضیه توکل به خدا مورد بحث وبررسی قرار می گیرد تا فرد مؤمن بینش صحیح وقرآنی را در این رابطه کسب کند تادر مسیر بندگی از آن استمداد جوید.
تاریخ : جمعه 13 آذر 1394
بازدید : 231
نویسنده : webattraction
امام علی با اون همه عظمتش چه زیبا فرمودند:

فردا به امروز نزدیک است و امروز با آنچه در آن است میگذرد

و فردا می آید و بدان میرسد گویی

هریک از شما دردل زمین به خانه مخصوص خود رسیده و در گودالی که کنده اید آرمیده اید

وه!

که چه خانه تنهایی و چه منزل وحشتناکی و چه سیه چال غربتی

گویی هم اکنون به صور اسرافیل دمیده اند

و قیامت فرا رسیده و برای قضاوت و حسابرسی قیامت بیرون شده اید

پندارهای باطل دور گردیده

بهانه ها از میان برخاسته و حقیقت ها برای شما آشکار شده

و شما را به آنچه که لازم بود کشانده اند

پس از عبرت ها پند گیرید

و از دگرگونی های روزگار عبرت پذیرید

و از هشدار دهندگان بهره مند گردید.....

( خطبه 157 ) نهج البلاغه


تاریخ : جمعه 13 آذر 1394
بازدید : 238
نویسنده : webattraction
حجربن عدی؛ کاش ماهم در راه دین و اسلام مردی می شدیم همانند تو که بعد 1400 سال دشمنان اسلام برجسم تو یورش می برند تا حرفشان را به کرسی بنشانند تو کیستی که عالم اسلام بعد 1400 سال دوباره به داغت عزا نشسته است؟؟!!!!


دشمنان می پندارند جسمت و مزارت الهام دهنده ی هدف ماست اما آنان شیعه را نشناخته اند،  شیعه در خونش در رگ هایش قطرات خون حسین(ع) و ابوالفضل(ع) است که جاریست خونی از جنس خون حجربن عدیها ، از جنس قافله سالار دشت کربلا ، گمان نبرید که با اهانت های خود شیعه را در هم می شکنید نه خون جهاد را در رگهایشان به خروش خواهید آورد بترسید از خروش مردان خدا ، بترسید از شیر مردان روز سخت ،
بترسید از شیعیان امیرالمومنین علی (علیه السلام)


تاریخ : جمعه 13 آذر 1394
بازدید : 222
نویسنده : webattraction

سیده طاهره هاشمی دختری نوجوان که در 14سالکی در درگیری‌های خونین میان گروهک‌های کمونیستی علیه مردم و انقلاب،‌در شهرستان آمل به درجه والای شهادت نائل آمد.

مطالب بیشتر را در ادامه مطلب بخوانید.


تاریخ : جمعه 13 آذر 1394
بازدید : 253
نویسنده : webattraction

یکی سیاهه ، یکی سفید ؛ یکی زرد ، یکی سرخ ؛ یکی موهاش فرِ ، یکی مجعد ؛ یکی تندخو ، یکی مهربان ، یکی زیباروی و کم خرد ، یکی بلند قامت و کم همت ؛ یکی زشت روی و نیکوکار ، یکی کوتاه قامت و خوش فکر ، یکی پاک سرشت و بداخلاق ، یکی خوش قلب و آشفته عقل و دیگری سخنوری دل آگاه .....

  

تاحالا شده به همه ی اینها خوب فکر کنید؟؟!! که چه اتفاقی افتاده من و تو این همه متفاوتیم !!! این همه تفاوت ها از کجا اومده ؟؟!!! آیا در اختیار ما بوده ؟؟ ما می تونیم تغییرشون بدیم؟؟ یا کاری کنیم که نباشند؟؟!!!!!

تا حالا شده در این وادی ها بررسی کرده یا نگاهی به علوم مربوط به این تفاوت ها داشته باشید؟؟ علومی همچون نژادشناسی ، شکل شناسی یا قیافه شناسی ؟؟!!!!

شاید تعجب کنید که براتون مطالبی از 1400 سال پیش رو بنویسم

روی الیمانی عن احمدبن قتیبة عن عبدالله بن یزید عن مالک بن دحیة قال: کنا عند امیرالمؤمنین علیه السلام و قد ذکر عنده اختلاف الناس فقال: انما فرق بینهم مبادی طینهم و ذلک انهم کانوا فلقة من سبخ ارض و عذبها، حزن تربة و سلها.فهم علی حسب قرب ارضهم یتقاربون، و علی قدر اختلافها یتفاوتون: فتام الرواء ناقص العقل، و ماد القامة قصیر الهمة، و ذاکی العمل قبیح المنظر، و قریب القعر بعید السبر، و معروف الضریبه منکر الجلیبة، و تائه القلب متفرق اللب، و طلیق اللسان حدید الجنان;(خطبه 234 نهج البلاغه) 1

ذعلب یمانی از احمد پسر قتیبه، از عبدالله پسر یزید، از مالک پسر دحیه روایت کند: نزد امیرالمؤمنین علیه السلام بودم، سخن از اختلاف مردم رفت.امام فرمود: سرشت مردمان از یکدیگر جداشان ساخته است، و میانشان تفرقه انداخته، که ترکیب آن از پاره ای زمین است که شور و یا شیرین است، و خاکی درشت یا نرمین.پس به اندازه نزدیکی زمینشان با هم سازوارند، و به مقدار اختلاف آن از یکدیگر به کنار; پس نیکو چهره ای بینی کانا، و کوتاهی همتی دراز بالا، و نیکوکرداری زشت منظر، و خرد جثه ای ژرف نگر، و نیک سریرتی با سیرت ناخوش، و سرگشته دلی آشفته هش، و گشاده زبانی گویا با دلی آگاه و بینا.

از جملات حکیمانه فوق موارد ذیل را می توان برداشت می کرد:

 نابرابری طبیعی: «ترکیب آدمی از زمین شور یا شیرین، و خاکی درشت یا نرمین » .به تعبیر دکتر شهیدی کنایت است از اختلاف مردمان در سرشت. 2

رگ رگ است این آب شیرین و آب شور در خلایق می رود تا نفح صور نیکوان را هست میراث از خوش آب آن چه میراث است اورثنا الکتاب 3

ابن ابی الحدید در تفسیر جمله مذکور می گوید: خداوند نفوس آدمی را از حیث ماهیت مختلف آفرید; پس برخی قوی و برخی ضعیف، برخی با همت و برخی سست همت هستند; سپس ضمن نقل نظریه افلاطون مبنی بر اختلاف ماهوی انسان ها و ارسطو مبنی بر عدم اختلاف ماهوی، نظریه افلاطون را ترجیح می دهد. 4

از دیدگاه امام علی قیافه ظاهری با شخصیت آدمی همبستگی ندارد; از این رو ممکن است فرد نیکو چهره، ناقص العقل و زشت چهره، نیکوکردار باشد و برعکس.بدین ترتیب نظریه های زیست شناختی شخصیت 5 از دیدگاه امام علی (علیه السلام ) مطرود است.


------------------------------------

1. شریف رضی (گردآورنده)، نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی (تهران: انتشارات آموزش انقلاب اسلامی، چاپ پنجم، 1373) ص 256.

2. همان، ص 510.

3. مولوی، مثنوی معنوی، دفتر اول، ص 746- 747.

4. ابن ابی الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغة (بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1967 م/1387 ق) ج 13، ص 19.

5. هدایت الله ستوده، آسیب شناسی اجتماعی (تهران: آوای نور، چاپ چهارم، 1376) ص 89- 104.بقراط، شلدون و لمبرز و...ما بین شکل ظاهری (آناتومی بدن) و نوع شخصیت (کج رفتار - همنوا) همبستگی قائلند که با امعان نظر در خطبه امیرالمؤمنین این نظریه مطرود می گردد، گر چه ممکن است با نگاه سطحی چنین به نظر رسد که حضرت علی علیه السلام معتقدند آدم بلند قد، ناقص العقل و کوتاه همت است، آدم نیکو کردار، زشت منظر و خردجثه، ژرف نگر است.


تاریخ : جمعه 13 آذر 1394
بازدید : 556
نویسنده : webattraction

 

1- حضرت امام علی (علیه السّلام) فرموده اند: خردمند کسی است که از تجربیات زندگی پند و سرمشق آموزد.

منبع: بحار1،ص53

2- حضرت امام علی (علیه السّلام) فرموده اند: انسان عاقل از وقایع دیروز خود عبرت و سرمشق می گیرد و آن را در زندگی، پشتیبان خود قرار می دهد.

منبع: غررالحکم،ص678

3- حضرت امام علی(علیه السّلام) فرموده اند: وقتی افراد عاقل، پیر می شوند نیروی عقل در نهادشان جوان می گردد و موقعیکه اشخاص جاهل به پیری می رسند جهل ونادانی در وجودشان جوان می شود.

منبع: فهرست غرر،ص189

4- حضرت امام علی(علیه السّلام) به فرزندش حضرت مجتبی(علیه السّلام) فرموده اند: برای امور واقع نشده به آنچه واقع شده است استدلال نما و با مطالعه  قضایای تحقق یافته، حوادث یافت نشده را پیش بینی کن، زیرا امور جهان، همانند یکدیگرند، از آن اشخاص نباش که موعظه سودش ندهد، مگر توأم با آزار و رنج باشد زیرا انسان عاقل باید از راه آموزش و فکر، پند پذیرد، این بهائم هستند که جز با کتک ، فرمان نمی برند.

منبع: نهج البلاغه فیض،ص926

5- حضرت امام علی (علیه السّلام) فرموده اند: پند پذیری انسان عاقل به وسیله ادب و تربیت است، چهارپایان و حیوانانند که تنها با ضرب و زدن، تربیت می شوند.

منبع: غررالحکم ص 645-634

6- حضرت امام علی (علیه السّلام) فرموده اند: اشخاص عاقل به سعی و کوشش خود تکیه می کنند ولی مردان نادان به آمال و آرزوهای خویشتن متکی هستند.

منبع: غررالحکم،ص43

7- حضرت امام علی (علیه السّلام) فرموده اند: شایسته است انسان عاقل، خویشتن را از مستی ثروت، از مستی قدرت، از مستی علم و دانش، از مستی تمجید و تملق ، از مستی جوانی مصون نگاه دارد. زیرا هر یک از این مستی ها بادهای مسموم و پلیدی دارد که عقل را زائل می کند و آدمی را خفیف و بی شخصیت می نماید.

منبع: غررالحکم،ص862

8- حضرت امام صادق (علیه السّلام) فرموده اند: انسان عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود یعنی انسان عاقل همواره تجربیّات خود را بخاطر میسپارد و عملاً به کار می بندد و اگر یک بار اشتباه کرد دوبار آنرا تکرار نمی کند.

منبع : تحف القول ،ص96

9- حضرت امام علی (علیه السّلام) فرموده اند: سزاوار است انسان عاقل رأی خردمندان را به رأی خود بیفزاید و دانش علما را بر دانش خویش اضافه نماید.

منبع : غررالحکم ،ص384

10- از حضرت علی (علیه السّلام) در خواست شد تا عاقل را معرفی کند، فرمودند: عاقل کسی است که هر چیزی را در جای خود قرار می دهد.

منبع : نهج البلاغه ملا فتح الله ص 606-565

عاقل کیست؟

11- حضرت امام علی (علیه السّلام) فرموده اند : عاقل آن کس نیست که تنها نیکی را از بدی تشخیص دهد، بلکه عاقل کسی است که وقتی در مقابل دو بدی قرار می گیرد ، آن را که خطرش کمتر است و شرّش خفیف تر است بشناسد، و با تن دادن به شر کوچکتر خود را از شر بزرگتر مصون دارد.

منبع : بحار 17 ، ص 116

12- حضرت امام علی (علیه السّلام) فرموده اند: سزاوار است انسان عاقل رأی خردمندان را به رأی خود بیفزاید و دانش علما را بر دانش خویش اضافه کند.

منبع : غررالحکم ، ص 384

13- حضرت امام علی (علیه السّلام) فرموده اند: تجارب آدمی پایان ندارد و معلومات انسان عاقل به وسیله ی تجربه همواره در افزایش و فزونی است.

منبع : غررالحکم، ص 58

14- حضرت امام صادق (علیه السّلام) فرموده اند: اگر بخواهی در یک مجلس، عقل مردی را آزمایش کنی در خلال سخنانت مطلبی را ذکر کن که نا شدنی است. اگر متوجه شد و انکارش کرد عاقل است ، ولی اگر آن را پذیرفت و ناسنجیده تصدیق کرد او مرد احمقی است.

منبع : سفینه ، جلد1 (حمق) ، ص 341

15- حضرت علی (علیه السّلام) فرموده اند: سزاوار نیست انسان عاقل در خوف و نگرانی به سر برد اگر راهی به آرامش و ایمنی داشته باشد.

 

16- حضرت امام صادق (علیه السّلام) فرموده اند: هر که عاقل است دین دارد و هر که دین دارد بهشت می رود.

منبع : اصول کافی جلد 1، ص 35

17- حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلّم) می فرمایند: خداوند به بندگان چیزی  بهتر از عقل  تقسیم نکرد، پس خواب عاقل بهتر از شب زنده داری جاهل و افطار عاقل بهتر از روزه گرفتن جاهل و ماندن عاقل بهتر از مسافرت جاهل می باشد و خداوند، رسول و پیامبری را مبعوث نفرمود مگر آنکه عقل او کامل گردد.

منبع : البحار ١/٩۶

18- حضرت امام صادق (علیه السّلام) فرموده اند: تمام دانایی را در چهار چیز یافتیم: اول پروردگارت را بشناسی. دوم بدانی که خداوند در ساختمان وجودی تو چه آثاری بدیع و دقیق بنیان نهاده، و سوم بدانی که از تو چه خواسته [تا بجا آوردی ]، چهارم بدانی که چه چیز هایی تو را از دین خدا بیرون می سازد.

منبع : الکافی ١/۵٠

 

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران