عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : شنبه 14 آذر 1394
بازدید : 146
نویسنده : webattraction

    مفهوم «پیشگیری» را به کرّات در زندگی مورد استفاده قرار می دهیم و تکیه کلام بسیاری از مباحث روزمره است. «پیشگیری بهتر از درمان است» در حوزه پزشکی علاوه بر کم کردن مشقات درمان، پیشگیری را امری کم هزینه تراز درمان یافته اند. در مباحث مربوط به مقابله با حوادث، پیشگیری از وقوع حادثه و یا پیشگیری از صدمات ناشی از حوادث و بلایا یک اصل پذیرفته شده در بسیاری از کشورهای پیشرفته است؛ که هدف از آن کاهش آسیب پذیری ناشی از بلایا است.

    این مفهوم در حوزه قضا نیز جایگاه  ویژه خود را دارد. با نگاه به این مفهوم ساختار پیشگیری از وقوع  جرم قوه قضائیه ایجاد شده است. این حوزه وظیفه دارد تا با اندیشیدن تمهیداتی و مطالعه زمینه های ایجاد وقوع جرم، از ارتکاب به بسیاری از جرائم بکاهد. در این حوزه بیشتر نگاه ها به کارهای فرهنگی است. با این رویکرد سعی می شود تا با آموزش های همگانی، رفع زمینه های ایجاد جرائم و اعلام مکافات عمل و مسئولیتها از جرائم بکاهند.  

    به عنوان یک فعال اجتماعی، هر چند به کارهای فرهنگی بلند مدت اعتقاد دارم تا یک هنجار جایگزین یک ناهنجاری دیگر بشود ولی در عین حال معتقدم که در کوتاه مدت آنچه که باعث کاهش و یا ریشه کن کردن بعضی از جرائم خاص هست برخورد قاطع حوزه قضا با آن است. قاطعیت و سرعت گاها به عنوان بهترین ابزار بازدارنده در محیط های کوچک می باشد.

    در محیط های کوچکی مانند اسفرورین، بعضی از جرائم خاص مانند تجاوز به عنف، عواقب اجتماعی غیرقابل تصور برای خانواده ها و اقوام در پی دارند که حتی در مواردی منجر به ترک دیار می گردد. در جریان رسیدگی به اینگونه جرائم، اطاله دادرسی سم مهلکی است که علاوه بر اینکه آدرس غلط به مرتکبین می دهد باعث می گردد تا افراد جهت خلاصی از هجمه اجتماعی ایجاد شده رأسا اقدام به احقاق حق و اقدام متقابل نمایند.

    در مواردی حتی پرونده هایی وجود دارد که علی رغم وضوح جنبه های مختلف آن، سیر رسیدگی گرفتار اطاله دادرسی شده به حدی که مدعیان آن چند سالی هست که از دنیا رفته اند ولی پرونده همچنان مفتوح بوده که خود منشا نزاع های دیگر شده است.

به نظر می رسد متولیان قضا و امنیت شهر باید با نگاهی جامعه شناختی نسبت به بعضی از جرائم و پرونده ها حساسیت ویژه ای به خرج داده و با مدنظر قرار دادن هزینه اجتماعی مظلوم با رسیدگی پرونده ها در زمانی معقول مانع از اثرات منفی پیش گفته گردند.

     در پایان باید اذعان کنم حوزه قضا از اموری است که تخصصی در آن ندارم و این مهم را بیشتر با نگاهی اجتماعی مورد کاوش قرار دادم. همچنین با توجه به بافت اجتماعی شهر، قلمفرسایی در این حوزه سخت بوده زیرا با وجود کثرت مصداق ها، امکان ذکر آن وجود ندارد.


تاریخ : شنبه 14 آذر 1394
بازدید : 248
نویسنده : webattraction

بدون شرح

.

.

.

* مراسم سوم شهید بزرگوار:

زمان: شنبه 16 آبان 94   ساعت 16-14

مکان: مصلی بزرگ امام شهر اسفرورین


تاریخ : شنبه 14 آذر 1394
بازدید : 276
نویسنده : webattraction

ساعت 18:35 روز دهم فروردین ماه طی یک تماس تلفنی از حادثه ای با مضمون «سیل، طوفان و گردباد» در اسفرورین مطلع شدم. با کسب اطلاعات تکمیلی پی به حادثه ای جدی بردم. با تماس صادقی شاد از شورای اسفرورین -که درخواست اعزام عوامل امدادی را داشتند- از وسعت حادثه اطلاعاتی کسب کردم.  بلافاصله بر حسب وظیفه شغلی در حوزه درمان به اتفاق یکی از همکاران به سمت خانه پدری حرکت کردم. اخبار دریافتی حاکی از گردبادی سهمگین در منطقه بود. با دریافت اطلاعات اولیه از اولین گروه های اورژانس که تنها دقایقی پس از حادثه در سطح شهر حاضر شده بودند علاوه بر اعزام تیم های اورژانسی پشتیبان از سایر نقاط استان، طی تماس های تلفنی با هلال احمر استان و اداره کل مدیریت بحران استان و بیمارستان های تاکستان و شهیدرجایی ضمن اطلاع رسانی خواستار اقدامات لازم را نمودم.

    در بدو ورود به اسفرورین آنچه توجه ام را جلب کرد چهره های بهت انگیز همشهریان بود که به صورت کنجکاوانه به تیرهای برق شکسته شده، دیوارهای ریخته شده، سقف های برده شده، درختان کنده شده و ... نظاره می کردند و هر یک مشاهدات خود را عنوان می کردند. برق، آب و گاز شهر قطع و تلفن ها با اختلال جدی مواجه بود. خود را به مرکز بهداشتی درمانی اسفرورین رساندم افراد آسیب دیده خود را به درمانگاه رسانده در آنجا پس از دریافت درمان های اولیه به وسیله آمبولانس به بیمارستان تاکستان منتقل می شدند. هرچند قطع برق اختلال جدی در ارائه خدمات درمانگاه ایجاد کرده بود که با استفاده  از خودروی نجات هلال احمر تا حدی رفع مشکل شد.

از لوشکان نیز اخباری دریافت گردید که آسیب جدی بوده آمبولانس ها اعزام شدند  و مصدومین به درمانگاه منتقل شدند.

رضا محمدی خبرنگار افتخاری صداوسیما زحمات فراوانی در مستندسازی و تهیه گزارش از آسیب دیدگان و مسئولین حاضر می نمود.

جهت هماهنگی بعدی به سمت شهرداری حرکت کردم که رویت چهره های سیاسی استان و شهرستان مانند حاج امیر طاهرخانی، محمد علیخانی، مهندس رجب رحمانی، رضا رحمانی و ... برایم جالب بود ظاهرا در زمان حادثه در مجلسی حضور داشته و دیگر شهر را ترک نکرده بودند.

محمد علیخانی از عدم حضور فرماندار و تشکیل نشدن ستاد بحران شهرستان انتقاد داشتند و توصیه به انعکاس و پوشش خبری حادثه داشتند. قیضی شورای شهر در جلسه ستاد بحران بخش از عدم حضور بعضی مسئولین در منطقه به شدت معترض بود.

حاج ایرج بخشدار سعی وافر داشت که کفه ترازو را به نفع مردم و مسئولین اجرایی متعادل نگه دارد.

در شب اول 77 نفر مصدوم به بیمارستان ها اعزام شدند و متعجب از زیرنویس شبکه خبر که در همان ساعات اولیه حادثه تعداد 86 نفر از مجروحین ارائه می داد. به هر حال ارائه آمارهای متفاوت یکی از مشکلات جدی مدیریت بحران در کشور است.

خوشبختانه حادثه تلفات جانی نداشت و تمامی مصدومین در زمان تنظیم این پست (ساعت 21:30 دوازدهم فروردین) به جز یک نفر از بیمارستان ها ترخیص شده بودند.

اما درس آموخته ها:

  • زیرساخت های شهر به شدت ضعیف است. در حادثه ای با این سطح قطع آب، برق و گاز و اختلال در خطوط تلفن همراه قابل توجه است.
  • عدم پیش بینی راهکارهای جایگزین در صورت قطع شریانهای حیاتی نیز چیزی نیست که بتوان از آن چشم پوشی کرد. از منازل مسکونی که صرف نظر کنیم ارگانهای حساس مانند بخشداری، شهرداری، درمانگاه و ...که در چنین مواقعی باید استمرار خدمات داشته باشند خود در خاموشی بودند و از سیستم برق و آب اضطراری محروم بودند. این نشان از آن دارد که چقدر اصل پیشگیری و آمادگی مدیریت بحران در این شهر مغفول مانده است.
  • مهارت کمک های اولیه و خود امدادی در کشورهای توسعه یافته یکی از آموزش های الزامی در دوران تحصیل و عامه مردم است ولی در این مرز و بوم حتی در ردیف آموزش هایی مانند گلیم بافی، خیاطی و نقاشی و ... هم مورد توجه قرار نمی گیرد و قاطبه مردم محروم از آن.
  • نکات دیگری هم هست که با توجه به تعلق خاطری که به شهرم و مردمانش دارم از بیان آن خودداری می کنم.

به هر حال باید شکرگزار پروردگار بود که در گردبادی که خودروها و تیرهای آهن را ده ها متر جابجا کرده هیچ جانی را نستاند.


تاریخ : شنبه 14 آذر 1394
بازدید : 307
نویسنده : webattraction

لطفعلی عسگری جانباز، آزاده اسفرورینی شهید شد

خبر را در اینجاها پیگیری نمائید:

نگاه ماندگار

تولدی دیگر

اسفرورین امروز

اسفرورین، یادگار تمدن ماد

عباس شفیعی مفا

تاک پرس

پایگاه خبری تاکستان

پایگاه خبری تاکستان 2


تاریخ : شنبه 14 آذر 1394
بازدید : 170
نویسنده : webattraction

مطالبات فرهنگیان دامن مسئولین را در اسفرورین هم می گیرد: ایوب رحیمی معاون سیاسی استاندار که برای شرکت در مراسم روز معلم به اسفرورین آمده بود بعد از مراسم با تجمع چند نفره فرهنگیان اسفرورینی مواجه می شود که پیگیر مطالبات خود بودند و خواستار اقدام مسئولین بودند. شنیده ها حاکی است که ظاهرا جواب آقای معاون به مذاق معلمین خوش نیامده و یکی از آنها زبان به اعتراض گشوده و می گوید: «برای روحانی متاسفم که در دولتش کسی مثل شما مسئول شده و ...» (نقل به مضمون)

زمان برای نماینده نیست: با تغییر دولت، رویکرد بعضی از مسئولین شهر هم دستخوش تحول شده است. موضوع از این قرار است که در یکی از مراسمات بزرگداشت هفته معلم که مهندس رجب رحمانی نماینده شهرستان هم حضور داشته اند؛ علیاری رئیس آموزش و پرورش اسفرورین ضیق وقت را دستاویز قرار داده و مانع از سخنرانی مهندس می شوند. شنیده ها حاکی است که این اقدام علیاری هرچند به مذاق نماینده محترم خوش نیامده ولی مورد استقبال طیف زیادی از همشهریان واقع شده است.

خاطرات گردویی بخشدار: حاشیه های هفته معلم اسفرورین تمامی ندارد. حاج ایرج بخشدار دوست داشتنی اسفرورین در مراسم بزرگداشت مقام معلم خاطره ای نقل کرد که معلمی به بهانه بیرون کشیدن گردو ها از منازل دانش آموزان و استفاده از گردو های خانگی از دانش آموزان می خواهد که با گردو کاردستی درست کنند. معلم که از این ابتکار خود به وجد آمده بود؛ در روز موعود وقتی کاردستی ها آورده شد از هوش سرشارتر بچه ها انگشت به دهان گرفت زیرا همه کاردستی ها با پوسته گردوی بدون مغز ساخته شده بود.

از خاطره بخشدار بگویم و از طنز استاندار نگویم جفاست به مدیر ارشد استان: در حاشیه جلسه شورای اداری استان در 13/2/94 روزبه استاندار بعد از تبریک ایام رو به سالار قاسمی مدیر کل آموزش و پرورش کرد گفت: «یکی از معلمین قبل از شروع سال تحصیلی با مراجعه به اداره اصرار داشت که فقط روزهای سه شنبه و چهارشنبه برایش کلاس گذاشته شود، با دیدن اصرار معلم، مسئول به کنجکاوی افتاده که چرا فقط روزهای سه شنبه و چهار شنبه؟! در جواب معلم اعلام می دارد: چی فکر کردی! با اطلاعات و تحقیق کامل به اینجا آمده ام، تقویم را دیده ام و روزهای سه شنبه و چهارشنبه بیشترین تعطیلات را  دارند و ...»

این پست تقدیم به تمامی فرهنگیان اسفرورینی

هر چند کمی دیر شده ولی

«ایام مبارک»


تاریخ : شنبه 14 آذر 1394
بازدید : 234
نویسنده : webattraction

در اخبار آمده بود که «استیضاح وزیر آموزش و پرورش رأی نیاورد»

به چندوچون ماجرا در سطح ملی کاری ندارم زیرا رسانه ها به حد کافی درباره آن نوشتند. قصد بر این است که صحت این خبراز منظر استان بررسی نمائیم. هر چند صحت خبر از تریبون خانه ملت قطعی به نظر می رسید ولی این خبر از معدود اخباری بود که بنا بر موقعیت جغرافیایی باید در صحت آن خدشه وارد کرد.

لابد می پرسید چرا؟

به نظر نگارنده در محدوده جغرافیایی استان قزوین اتفاقا استیضاح وزیر رأای آورد آن هم با اتفاق آرا. اصلا چند روز مانده به موعد استیضاح در مجلس، نتیجه آرا در استان قزوین مشخص شد آن زمان که مدیرکل بزرگترین ارگان فرهنگی استان قصد بویین زهرا کرد و با برکناری حاج آقا امامقلی بازی سیاست را به نماینده اصولگرای مجلس باخت. حدس زدن چندوچون معامله زیاد سخت نبود. مدیرکل تن به بازی ناجوانمردانه ای داد که طی آن به نظر می رسید به ازای پس گرفتن امضای عباسپور نماینده بوئین زهرا و آوج از پای نامه استیضاح فانی، قرار بر این شده که حاج آقا خطیب دیگر بویین زهرا نباشد. اقدامی که دل بسیاری از دوستداران دولت تدبیر و امید را به درد آورد و اصلا در صولت این دولت تن دادن به این نوع بازی ها متصور نبود.

اگر اقدام رحیمی معاون اول دولت پاکدستان! در تغییر جهت دار رأی نمایندگان مذموم بود به نظرم این اقدامات در این دولت نیز به هر دلیل شایسته نکوهش می باشد.

به نظرم سالار قاسمی مدتهاست که دیگر سالاری نمی کند و با رسیدن به کرسی ریاست به شدت آلوده محافظه کاری آن هم از نوع افراطی آن شده است. سرخوردگی حامیان دولت در استان به واسطه اقدامات مدیران آن روز به روز بیشتر از پیش می شود  و هر دم از این باغ بری می رسد. اگر این نوع اقدامات از سوی مدیران باقیمانده دولت قبل در استان منتشر شود جای هیچ شکوه و شکایتی نیست ولی این رفتار از اولین مدیر منصوب شده دولت روحانی در استان جای بسی تأسف به بار آورد.

خطیب قربانی شد آن هم به واسطه گنه کردن آهنگری در بلخ. به جرأت می توانم بگویم آن که سربلند از این غائله بیرون آمد کسی نبود جز خطیب امامقلی.

ایام به کام

 


تاریخ : شنبه 14 آذر 1394
بازدید : 176
نویسنده : webattraction


تاریخ : شنبه 14 آذر 1394
بازدید : 189
نویسنده : webattraction


تاریخ : شنبه 14 آذر 1394
بازدید : 143
نویسنده : webattraction

نمی دانم بگویم کجا بودم که نبودم!

نبودنم دلیل خاصی نداشته و ندارد!

کار را بهانه کنم که در همه وقت گرفتارش هستیم!

مشغله را بگویم که نصیب همگان است و من هم یکی شان!

حس نوشتنم نبود که بسیار عارفانه می نمایاند و من کجا و طعنه به استاد دین و عرفان عمران جانم کجا!

سوژه نبود که اتفاقا چه دوران پر سوژه ای بود در محل و ملل!

پس بگو دردت چه بود که خموش بودی و کنج عزلت گزیدی!

باید بگویم که بیکار بیکار هم نبودم!

ذره ای در فضاهای مجازی دیگر پرسه می زدیم!

تنها که نه، بودند دوستانی که در آن فضا همراهی ام کنند!

در شهر تلگرام، خیابانی زدیم به نام «اندیشمندان اسفرورین» !

«اندیشمند» را فی البداهه گذاشتم! از آن نامگذاری هایی که پدرانمان روی نسل ما می گذاشتند. پابند قاعده ای نبودند!

نامگذاری که گاها بر روی کسان طنازی می کرد.

زلفعلی داشتیم که نشانی از مو نداشت!

و یا کرمعلی که از خساست زبانزد همگان بود!

 حکایت اسم گروه ما در تلگرام هم به سان آن نامگذاری هاست!

نتیجه اینکه عمران در اولین پستش فریاد برآورد که با نامش مشکل دارد!

صدرا را بگویم که طعنه زد و کنایه ساخت!

و دیگران و ...

اما اصلا به روی مبارکم نیاوردم و اسم خیابانمان را در تلگرام حتی با تصویب شورای شهرش نیز تغییر ندادم!

نه اینکه مستبد باشم و خودرای!

گفتم مشکلتان در آن شهر و خیابان مجازی نبود اندیشه است که هست

پس به جای پاک کردن صورت مسئله! اندیشه را برایش بسازید و تربیتش کنید!

بگذریم!

در خانه مجازی مان خانواده ای 65 نفره اسفرورینی ساخته ایم،

اسفرورینی های مقیم شهر، استان، کشور و حتی بین الملل!

حرف می زنیم! شب نشینی میکنیم! جلسه می گذاریم! بحث می کنیم!

حتی توی سر هم، هم گاها می زنیم!

تازه نشست بیرونی هم از دلش برآمده است و دو نشست هم در خانه پدری داشته ایم!

به هر حال درِ خانه مان در تلگرام باز است اگر تمایل داشتید حتما دق البابی کنید تا در به روی تان گشوده شود.

بی صبرانع منتظرتان هستم!

ولی خیالتان باشد که در اینجا هم خواهم بود! چرا که چه بسیار افرادی به من تذکر جدی آیین نامه ای داده اند که «چرا نیستی؟ حتما باید باشی!»

من هم دستهایم بالاست و می گویم:

سمعا و طاعتا


تاریخ : شنبه 14 آذر 1394
بازدید : 166
نویسنده : webattraction

photo.nojavanha


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران