عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : جمعه 13 آذر 1394
بازدید : 166
نویسنده : webattraction
ای یادگار فاطمه ، در کدامین دیر عبودیت به اعتکاف خواهی نشست ، تا بر جای جای آن بوسه زنم؟

دم دمای غروب است ،آفتاب رو به زوال می رود .همراه با صدای پرندگان که از بیرون به گوش می رسد ، امن یجیب معتکفان فضا را عطر آگین کرده است .عده ای دسته جمعی دعای توسل می خوانند.پیر زنی دسته های عینکش را جابه جا می کند و آرام آرام سوره ی یس می خواند.خانمی میانسال به دیوار تکیه داده و  دانه های تسبیح را می شمارد و آرام آرام ذکر می گوید .

خادمان همه در تدارک افطارند . عده ای در گوشه ای آرمیده اند و فکر می کنند. هر کس سعی می کند از وقتش بهترین استفاده را بکند.

دلا در عاشقی ثابت قدم باش /که در این ره نباشد کار بی اجر

جوانی قامت راست می کند تا در این دقایق نمازی بگذارد. دیگری قطره های اشک آرام آرام بر صورتش می غلتد ، زیر لب زمزمه می کند : "یا وجیه عند الله اشفعی لنا عند الله" و دست ها را بالا میبرد تا چون شاخه ای بر کنگره ی کبریا دوست بیاویزد. 

خداوندا به حق هشت و چارت / زما بگذر شتر دیدی ندیدی

و ناگهان صدای موذن به گوش می رسد و در مناره های مسجد می پیچد . 

...خادمان سفره های افطار را پهن می کنند و همه مشغول می شوند.



مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران