عضو شوید
عضویت سریع
آمار مطالب
آمار کاربران
کاربران آنلاین
آمار بازدید
شب ها تا به صبح به یاد فرداهای عشق در دیار خستگان
به امید دیدن چشمانِ سیاهِ امید در پی نوری سپید
به سرانجام روزگار تلخ
می روم، می روم تا فراسوی دل تا آن سوی آسمان
در غبارِ
سبزِ رودخانه با گرمای رنگین صداقت به هوایِ
بارانِ عشق
می خوانم،ترنم،ترانه،تبسم و تندیسی از محبتِ روز
به دنبال سرمایِ سختِ کوهستان، سر خسته عاشقان
به اندیشه های آبی دوست
لبخند می زنم به دیروز بی رحم به روزگار بی وفا!
مطالب مرتبط با این پست :
RSS
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید