گناهانم همچو کتک بر روی شیشه بلورین پاک قلبم کوبیده میشود،آرزوی اینکه قلبم نقش سنگی سخت را بازی کند بر دلم میخکوب شده است ای کاش دفعه ی دیگر که تیری زهر اگین به سمت قلبم می اید... سپر را برگزینم و مرجع تیر سرخورده شود. فقط... فقط ای کاش دفعه ی بعد ای کاش نباشد